تبليغاتX
چقدر رهبرت رو میشناسی؟

برای دیدن شرح کامل اخبار روی متن هر خبر کلیک کنید....

۱۳۸۷/۱۱/۱۳ :دیدار رئیس دفتر سیاسی حماس با رهبر کبیر انقلاب...
                   مردم غزه و مقاومت اسلامی همه ما را سرافراز کردند باید به طور جدی محاکمه سران صهیونیستی پیگیری شود.

۱۳۸۷/۱۱/۱۳ :دیدار گروهی از زندانیان آزاد شده از بند رژیم های مستبد با رهبر فرزانه...
                   قدرتهای سلطه گری که خود را در نهایت عظمت می دیدند اکنون احساس ضعف و زوال می کنند.

۱۳۸۷/۱۱/۱۲ :پيام آقای اسماعيل هنيه به رهبر معظم انقلاب اسلامي...
                   زندگي آزاد و شرافتمندانه ملت فلسطين، نيازمند ادامه حمايتهاي جنابعالي و ملت مسلمان ايران است.

۱۳۸۷/۱۱/۱۲ :حضور رهبر معظم انقلاب در مرقد مطهر امام خمینی (ره)...
                   در آستانه سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی رهبر معظم در مرقد مطهر امام (ره) حضور یافتند.

۱۳۸۷/۱۰/۲۷ :پيام رهبر معظم انقلاب به آقاي اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانوني حماس...
                   خيانتكاران عرب بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود.

۱۳۸۷/۱۰/۲۱ :ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه در چارچوب سند چشم انداز بیست ساله...
                   رهبر فرزانه در نامه ای به آقای احمدی نژاد رئیس جمهور، سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه را ابلاغ کردند.

۱۳۸۷/۱۰/۱۹ :دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم با رهبر معظم انقلاب...
                     همه بدانند، جمهوری اسلامی در کمک به مردم مظلوم فلسطین هرکاری لازم باشد انجام خواهد داد.    

۱۳۸۷/۱۰/۱۷ :مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام با حضور رهبر فرزانه...
                   این مراسم از روز یکشنبه هفتم محرم آغاز شده است و تا روز پنجشنبه یازدهم محرم ادامه خواهد داشت.

۱۳۸۷/۱۰/۱۶ :فرمایش رهبر فرزانه در رابطه با خاکسپاری شهدای گمنام در دانشگاه تهران...         
                   این اقدام، تکریم شهیدان عزیز ملت ایران است.

۱۳۸۷/۱۰/۱۵ :دیدار نخست وزیر عراق با رهبر معظم انقلاب اسلامی...                   
                   تا وقتی امریکاییها در عراق باشند آب خوش از گلوی ملت عراق پایین نخواهد رفت.


 
..........................................
+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 19:20 |
کوفی عنان (دبیر کل سابق سازمان ملل) و امام خامنه ای :

در اولین ملاقاتی که مقام معظم رهبری با کوفی عنان ،دبیر کل سابق سازمان ملل متحد داشتند ، در آغاز مذا کرات ، درباره ی تاریخچه کشور غنا و شخصیت های بزرگ آن و موقعیت های سیاسی و اجتماعی کشور غنا صحبت کردند.

کوفی عنان بعد از ملاقات گفت: من با اینکه اهل غنا هستم ، درباره کشور خود به اندازه ی ایشان اطلاع ندارم. ایرانی ها و مسلمانان باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند. ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند.

ایشان از همان ابتدای ملاقات، قلب مرا تسخیر کردند...

من با شخصیت های مختلفی از جمله ژاک شیراک و هلموت کهل دیدار داشته ام که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته ام ؛ ولی در ملاقات با ایشان احساس کردم:
هنوز کسی را مثل ایشان ندیده ام.
 شخصیت معنوی ایشان چنان مرا تحت تاثیر قرار داد که پیش خودم فکر کردم چرا شخصیتی مثل من باید دبیر کل سازمان ملل باشد . پس از این دیدار شخصیت هایی که مرا جذب کرده بودند ، همه را به فراموشی سپردم .
همیشه معتقد بودم شخصیت های معنوی و عرفانی از مسائل سیاسی اطلاعی ندارند ولی در دیدار اخیرم ایشان را در اوج قداست ، شخصیتی سیاسی دیدم که آنچه از سیاسیون بزرگ در ذهنم بود همه را پاک کردم .

سخنان خاویر پرزدکوئیار (دبیرکل ‌اسبق سازمان ملل‌ متحد) در مورد مقام معظم رهبری :

بعد از صدور قطعنامه 598 سازمان ملل، از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر ایران فشارهای زیادی وارد می شد تا آن را بپذیرد. در همان ایام ،خاویر پرزد کوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد،برای رایزنی های لازم به ایران آمد و با حضرت آیت الله خامنه ای ( که آن زمان رئیس جمهور بودند) ملاقات کرد.

پس از ملاقات، دکوئیار به من گفت : رئیس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است؟ گفتم چطور؟ گفت: من از چند دانشگاه معتبر دنیا مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و بیش از سی سال است که کار سیاسی می کنم و ده سال است که دبیر کل سازمان ملل هستم. در این مدت کمتر شخصیت سیاسی و رئیس جمهوری هست که وی را ندیده و با او گفتگو نکرده باشم، ولی تاکنون شخصیتی سیاستمدار و هوشمندتر از رئیس جمهور شما ندیده ام...

( دکتر بشارتی،وزیر اسبق کشور )

 

سخنان ولادیمیر پوتین در مورد مقام معظم رهبری :

در سفر اخیر رئیس جمهور روسیه به ایران، با توجه به توضیحاتی که مسولان تشریفات ریاست جمهوری روسیه درباره ی مقام معظم رهبری و جایگاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی به وی داده بودند، وی در طول مسیر خود از فرودگاه تا مکان استقرار خود، مدام می پرسید که من چگونه باید رفتار کنم؟ وقت ملاقات من با ایشان در چه زمانی است و ایشان را چگونه باید خطاب کنم؟ این اضطراب پوتین تا حدی بوده است که حتی درخواست می کند که اگر در ملاقات با مقام معظم رهبری عرف بر این است که کفشها را در آورند، همین طور عمل نماید.

ولادیمیر پوتین که هیچ تعلق مذهبی نداشته و شخصی لائیک به شمار می رود، پس از دیدار با رهبر انقلاب می گوید: با عنایات به مطالعاتی که من درباره ی مسیح داشته ام، در ملاقات با رهبر ایران، تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد.

وی ادامه داده است: حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد.

او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان، هیچ خطری متوجه ایران نمی شود.من در ملاقات با ایشان، معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم...

 

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 7:6 |

آنهایی كه از نزدیك دستی بر تاریخ دارند، از یك بیماری شایع به نام "حجاب معاصرت" در میان راویان وتحلیل‌گران تاریخ سخن می‌گویند. چه بسیار تاریخ دانان وتاریخ نویسانی كه درپرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحلیل مهمترین وقایع تاریخی هم عصر خود غفلت ورزیده اند اما رنج‌ها و مشقت‌های طاقت فرسایی را برای ضبط و روایت برهه‌هایی دور از یك دوره تاریخی متحمل شده‌اند كه از ارزش و اعتبار چندانی برخوردار نبوده‌است.
این بیماری، در عصر حاضر به تجربه در آمده و نه تنها گریبان اهل تاریخ، كه اهل سیاست، فرهنگ، هنر، دانشگاهها، حوزه های علمیه، عالمان دینی، رجال مذهبی واصحاب رسانه را نیز در برگرفته‌‌‌‌‌‌است. این روزها درحالی بیستمین سال انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را به عنوان رهبر و سكاندار نظام اسلامی فرا روی داریم كه در كمتر برگه تقویم و یا رسانه ومطبوعه‌ای، از این انتخاب هوشمندانه وسرنوشت ساز نام و یادی به میان می‌آید. شاید از آن روست كه اهل شعر و ادب و غزل می گویند هر چه ذوق هنری است در توصیف و استعاره و كنایه وتشبیهی است كه از هلال و بدر و محاق و مهتاب و گیسوی شب و كمان ابروست و كمتر سخن از خورشید و آفتابی به میان رفته كه جهان در پرتو نور آن تجلی یافته‌است.
به جهت تقریب به ذهن و نه مشابهت، علمای فلسفه وعرفان، تعبیری در توصیف واجب الوجود دارند كه می گویند "هو مستور لشده ظهوره و هو مخفی لشده وجوده" یعنی ظهور و وجود باری تعالی آن قدر آشكار و محسوس است كه از شدت ظهور، از دیدگان مخفی مانده‌است.
به راستی چرا در این سال‌ها كه از ریز و درشت حوادث گفته‌ایم، از تهدیدات بنیان برافكن سخن رانده‌ایم و فراز و نشیب های انقلاب را به روایت و تحلیل نشسته‌ایم و بر عبور از این طوفان‌ها و تلاطم‌ها بالیده و افتخار كرده‌ایم، كمتر از تدبیر و هوشیاری و رهبری داهیانه سكاندار نظام اسلامی در دهه دوم و سوم انقلاب سخن به میان آورده‌ایم، تهدیداتی كه اگر تنوع و حجم آن بیشتر از دهه اول انقلاب نباشد، لااقل همسان و همسنگ آن است، اگر چه معتقدیم از رهبری امام راحل و معمار این انقلاب الهی نیز به مشتی از خروار بسنده كرده‌ایم.
چه كسی می‌تواند مدعی شود كه در میان رهبران و روسای جمهور امروز دنیا، فردی خداترس‌تر و باتقواتر از رهبر ایران اسلامی می‌شناسد؟ كدام ناظر منصفی تاكنون ادعا كرده كه درمیان حاكمان امروز، حاكمی را می شناسد كه شجاع‌تر، با تدبیرتر، خلاق‌تر و هوشمندتر از رهبر ایران بر ملتی حكومت می‌كند؟ آیا می‌توان رهبری به جامعیت علمی، دینی و فقهی ایشان در دنیای اسلام پیدا كرد؟ كدام سیاست ورزی است كه توانایی او همسنگ و همسان مدیریت ایشان در بحبوحه بحران‌ها و فشارها و تهدیدهاست؟ و كدام اهل سیاستی با درك صحیح از بحران های 19 ساله نظام اسلامی كه از این حیث در میان حدود 200 كشور دنیا بی‌نظیر است، می‌تواند ادعا كند رهبری را می‌شناسد كه او در عبور كشتی انقلاب از دل طوفان‌ها و امواج سهمگین، مدبرانه‌تر از او هدایت كشتی را می‌توانسته بر عهده بگیرد و به ساحل مقصود رهنمون سازد؟ كدام ملتی می‌تواند چونان ملت لایق ایران، رهبری را به دنیای بشریت عرضه نماید كه از حیث ساده زیستی و پرهیز از زخارف دنیوی، در دنیای امروز به انگشت اشاره در آید؟

*خورشید در آینه خورشید

امام بخشی از این بار مسئولیت را در زمان حیات خویش بر دوش كشید و با تعابیری بلند و رسا در توصیف فرزند رعنا و برنایش فرمود: "یكی از بازوهای پرتوان جمهوری اسلامی ... برادری آشنا به مسایل فقهی و متعهد به آن ... ازجمله افراد نادری كه چون خورشید روشنی می‌بخشد.... متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام... عالم به دین و سیاست ... كسی كه آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین طنین انداز است... سربازی فداكار در جبهه جنگ و معلمی در محراب، خطیبی توانا درجمعه و جماعات و راهنمای دلسوز در صحنه انقلاب... در حكم آیه شریفه اشداء علی الكفار و رحماء بینهم ... من آقای خامنه‌ای را بزرگ كردم... ایشان سرمایه انقلاب هستند... ایشان از اجتهادی كه لازمه ولایت فقیه می‌باشد، برخوردارند... ایشان الحق شایسته رهبری‌اند، با بودن آقای خامنه‌ای شما خلا ء رهبری ندارید و ... "و چنین بود كه سكاندار هدایت انقلاب، در اولین سخنرانی خود در میان مردمی كه دست بیعت به سوی ایشان دراز كرده بودند، فرمود: "ما با خدا پیمان بسته‌ایم راه امام خمینی را كه راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمین است دنبال كنیم و از هیچ یك از آرمان‌هایی كه به وسیله امام ترسیم شده، چشم پوشی نخواهیم كرد. آرمان‌هایی چون پیگیری سیاست نه شرقی و نه غربی، حمایت از مستضعفان و محرومان، وحدت و همبستگی دنیای اسلام، وفاداری به اصل ولایت فقیه، استقلال و خود كفایی كشور، حركت به سمت استعدادهای جوشان داخلی و ساختن جوانان و اصلی شمردن مسئله فلسطین."

*چالش های پس از رهبری

جابه جایی ها در حوزه قدرت، همواره با مشكلات عدیده‌ای درنظام‌های سیاسی رایج همراه بوده است، اما با ژرف نگری‌های امام امت(ره) و درایت و اقتدار رهبر معظم انقلاب و حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، این انتقال قدرت در نظام اسلامی با كم‌ترین هزینه انجام شد.
به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی، معدل عملكرد و هنر مدیریتی و رهبری امام (ره) در برهه زمانی 67 تا 68، كه آخرین سال حیات مادی ایشان بر این كره خاكی بود را می‌توان با تمام دوران مبارزه و رهبری امام(ره) مقایسه كرد و در واقع سال 1367، سال شكوفایی و اوج هنرنمایی آن قائد عظیم الشأن بود. در این سال، امام ضمن ترسیم خطوط كلی سیاست‌ها و خط مشی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و بین المللی، بن بست‌های موجود در اداره كشور را كه جز با ید بیضایی و انگشت اشارت ایشان قابل گشودن نبود، گشود تا روند تكاملی انقلاب را تضمین نماید. پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ تحمیلی، عزل منتظری از قائم مقامی رهبری و انهدام باند مهدی هاشمی، تشكیل شورای بازنگری قانون اساسی و حذف مرجعیت از شرایط رهبری، از جمله بن بست‌هایی بودكه می توانست هر انقلابی را به زانو درآورد، علاوه بر آنكه با صدور حكم قتل سلمان رشدی و گشایش جبهه فرهنگی اسلام در برابر دنیای غرب، دعوت گورباچف و بلوك شرق به اسلام و تاكید مجدد برصلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای، سیاست های كلی نهال نوپای انقلاب را ترسیم فرمودند.
رهبر معظم انقلاب در شرایطی سكان هدایت انقلاب را به دست گرفتند كه فضای پیش روی ایشان با دوران زعامت امام (ره) بسیار متفاوت بود. امام با مرجعیت علی‌الاطلاق و پشتوانه حوزه علمیه قم، مشهد و نجف و با پشتوانه پنج دهه كار علمی، فقهی، آموزشی وپرورشی و با تشكیلاتی قوی و منسجم از روحانیون و دانشگاهیان قدم در راه مبارزه گذاشت و در طول مبارزه علاوه بر سود جستن از پشتوانه "مرجعیت"، از تلاش‌ها و جانفشانی‌های مریدانی چون طالقانی‌ها، بهشتی‌ها، مطهری‌ها، خامنه‌ای‌ها، هاشمی رفسنجانی‌ها، مفتح‌ها، باهنرها، رجایی‌ها، سعیدی‌ها، غفاری‌ها، اندرزگوها، مدنی‌ها، اشرفی اصفهانی‌ها، دستغیب‌ها و ... بهره برد كه این امتیاز در سال‌های نخستین رهبری آیت الله خامنه‌ای، به رغم تمامی شایستگی های ایشان، مهیا نبود وسال‌ها به درازا كشید تا بن‌مایه‌های عمیق علمی و قابلیت‌های شگرف فقهی ایشان به رخ مدعیان كشیده‌شود.

*مدیریت بحران

حضرت آیت الله خامنه‌ای در حالی توسط خبرگان این ملت برای رهبری نظام اسلامی برگزیده شد، كه كشور آبستن حوادث و مشكلات بسیار بود. رحلت امام یك شوك سهمگین به دولت و ملت ایران وارد ساخته بود و دشمنان و بدخواهان نظام، چنگ و دندان‌ها سائیده و نشان می‌دادند. تأسیسات زیربنایی كشور همچون آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راه آهن، پالایشگاهها و صنایع مادر، در دوران جنگ تحمیلی خسارات فراوان دیده بودند، ذخایر ارزی كشور به پائین‌ترین میزان خود رسیده بود و تأمین نیازهای اساسی و اولیه مردم، تبدیل به یك دغدغه جدی شده بود.
تنظیم سیاست‌ها و اولویت‌های باز سازی كشور با عنوان "برنامه اول توسعه اقتصادی كشور" از چالش‌های نفس‌گیری بود كه در اولین سال رهبری ایشان اتفاق افتاد. برنامه‌ای كه به دلیل ماهیت ابزاری و سرمایه‌ای خود، موجبات بروز برخی ناعدالتی‌ها و تبعیض‌ها را فراهم می‌ساخت اما این امر دلیلی بر سكوت و یا شانه خالی كردن ایشان از زیر بار مسئولیت نبود و بارها ضمن هشدار نسبت به اتخاذ برخی سیاست‌های اقتصادی، در مواردی از سرعت گرفتن برنامه های موسوم به توسعه اقتصادی به دلیل فشاری كه برگرده اقشار آسیب پذیر و محروم جامعه وارد می‌آمد، جلوگیری به عمل آوردند.
یكی از مهمترین ویژگی های مقام معظم رهبری به اعتراف دوست و دشمن، مدیریت عالی و خلاقانه ایشان در شرایط حساس و بحرانی است. اداره یك جامعه در شرایط عادی، شاید كار دشواری نباشد خصوصاً برای مدیران و رهبرانی كه از تجربه لازم برای اداره جامعه برخوردار باشند، اما توانمندی یك مدیر و یك سكاندار كشتی در شرایطی ظاهر می‌شود كه در لحظات بحرانی و در میان توفان حوادث، كیان نظام را به سلامت به ساحل مقصود برساند. جنگ اول خلیج فارس و حمله صدام به كویت، یكی از این عقبه‌های سخت و سرنوشت ساز بود كه با تدبیر وهوشمندی رهبر معظم انقلاب، از آن به سلامت عبور كردیم. در جریان تجاوز صدام به كویت و ورود نیروهای غربی به خلیج فارس و آغاز درگیری ها، گروههایی كه خود را اهل تحلیل و صاحب فهم و درك عمیق می‌دانستند، بامشاهده شلیك چند موشك اسكاد به اسرائیل، از صدام به عنوان خالدبن ولید دوران یاد كردند و خواستار گشایش جبهه‌ای نظامی به نفع صدام در منطقه شدند تا ناخواسته كشور را درگیر دامی از قبل پهن شده نمایند، اما با هوشیاری و تدبیر رهبری كه جنگ صدام و آمریكا را "جنگ باطل با باطل" نامیدند، انقلاب از دام درگیری با دنیای غرب آن هم در جبهه حمایت از صدام(!) به سلامت عبور كرد تا هوشمندی و درایت ایشان به رخ مدعیان كشیده شود.

*عبور از دوران فتنه

دوران به قدرت رسیدن طیفی از تجدیدنظرطلبان در دوره موسوم به "توسعه سیاسی" را باید جزو تلخ‌ترین و سخت‌ترین دوران حیات انقلاب اسلامی به شمار آورد. دورانی كه شاهد بروز و ظهور فتنه‌هایی چون قتل‌های زنجیره‌ای، شبه كودتای 18 تیر، یكه تازی مطبوعات زنجیره‌ای و فضای به شدت ملتهب سیاسی كشور بودیم. قصه تلخ قتل‌های زنجیره‌ای با هدف فرمان آتش به سوی نظام طراحی شده بود و تبلیغات گسترده‌ای كه هیچ تناسبی با وزن واقعی آن نداشت و انسان را به یاد ماشین تبلیغاتی گوبلز و هیاهوی دروغین و غلوآمیز تاریخ معاصر چون سوزاندن یهودیان در كوره‌های آدم سوزی و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی می‌انداخت. واقعه‌ای كه به جای ریشه‌یابی، توسط برخی گروههای فرصت طلب و وابسته، به ریشه سازی كشیده شده بود و محوری‌ترین شخصیت‌ها و بنیادی‌ترین نهادهای نظام را با آتشباری فریب و خدعه و نیرنگ به مسلخ كشانده بودند.
توطئه‌ای كه با هدف دامن زدن به تنازعات داخلی و فراگیر نمودن آتش جنگ داخلی، اركان نظام اسلامی را نشانه رفته بود كه این تهدید بنیان افكن، با سرپنجه تدابیر رهبری، به فرصتی برای پالایش نظام از نیروهای نفوذی و موجب شكل گیری صف بندی جدیدی به نام نیروهای خودی و غیرخودی درجریان های سیاسی كشور گردید.
شكل‌گیری مطبوعات زنجیره‌ای كه درجهت اجرای پروژه‌هایی چون نافرمانی مدنی، استحاله از درون، دیپلماسی مسیر 2، براندازی خاموش، پروژه خندق، تعادل ویرانگر، مقاومت مدنی، مشروعیت دوگانه، فشار از پائین و چانه‌زنی در بالا، عبور از خاتمی و... تدارك دیده شده بود، با شجاعت و میدان داری رهبری به تسخیر نیروهای نظام درآمدند تا یكی از مستحكم‌ترین و موثرترین پایگاههای دشمن كه عبدالله بن ابی‌ها در آن موضع گرفته و فروپاشی نظام اسلامی را نشانه گرفته بودند، دچار اضمحلال و فروپاشی گردد.
برخورد هوشمندانه رهبر معظم انقلاب با پروژه هایی چون فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا و یا پروژه فروپاشی از درون، گواهی دیگر بر برخورد امام‌گونه ایشان بامخاطرات پیش روی انقلاب است. معظم له در پاسخ به مدعیان پروژه فشار با صراحت اعلام كردند:" اگر فشار بیاورید حادثه كربلا تكرار خواهد شد نه صلح امام حسن (ع)" و در پاسخ به سردمداران پروژه فشار و استحاله از درون فرمودند:"اصلاحات در ذات و هویت انقلاب است درحالی كه برخی به دنبال نقش آفرینی همزمان یلتسینی و گورباچفی هستند. اینها اشتباه اولشان این است كه آقای خاتمی، گورباچف نیست. اشتباه دومشان این است كه اسلام، كمونسیم نیست. اشتباه سومشان این است كه نظام مردمی جمهوری اسلامی، نظام دیكتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است كه ایران یك پارچه، شوروی متشكل از سرزمین‌های به هم سنجاق شده، نیست و اشتباه پنجم شان هم این است كه نقش بی بدیل رهبری در ایران شوخی نیست."
تدبیر امام‌گونه رهبر معظم انقلاب در برخورد با شبه كودتای 18 تیر 78، تلولو دیگری از هنر رهبری و هدایت ایشان است. حادثه‌ای كه با طراحی نیروهای خارجی و صحنه گردانی اپوزیسیون داخلی و بازیگری گروهی از اراذل و اوباش و تعدادی دانشجونما كه بازیچه سیاست بازان حرفه‌ای شده بودند، اتفاق افتاد اما با اقتدار و تدبیر رهبری، بساط آن برچیده شد تا آرامش و امنیت به جامعه اسلامی‌مان لبخند زند.
حادثه 11 سپتامبر و متعاقب آن حمله آمریكا به افغانستان و عراق هم از دیگر بحران هایی بود كه نظام ما به سلامت از آن عبور كرد. پس از حادثه 11 سپتامبر و تشكیل ائتلافی موسوم به ائتلاف ضد تروریست و تعیین محورهای شرارت و شعار "هر كه با ما نیست برماست" كه با هدف ایجاد رعب و وحشت در ملل مسلمان و تغییر مرزهای دنیای اسلام طراحی شده بود و در برهه‌ای كه قدرت‌های بزرگی چون روسیه و چین نیز از ترس برخورد، راه مماشات و همراهی را با سواره نظامان صلیبی در پیش گرفته بودند، غرش رعد آسای رهبری در شكستن صفوف جبهه متحد غرب و نشان دادن ریشه تروریسم در زائده چركینی به نام رژیم صهیونیستی و دولت استكباری آمریكا، بیداری و خیزش دنیای اسلام را در برابر این توطئه شوم به ارمغان آورده است. در آن روزها، چه بسیار افراد و جریان های سیاسی بودند كه در مسیر امواج اغواگرانه رسانه‌های غربی، برای رفع اتهام از خود و پرهیز از درگیری با آمریكا، پیشنهاد مذاكره وهمراهی با لشكركشی‌های آمریكا را می دادند و امروز پس از شكست‌ها و ناكامی‌های مستمر آمریكا در منطقه، سرافكنده از آن همه ترس و وحشت و تحلیل‌های ناروا، سر در گریبان فرو برده‌اند.

*نمی از یم

صیانت از آرای مردم و حفاظت از حقوق و آزادی‌های مشروع آنان در برابر خود محوری‌ها و خودكامی‌های گروههای سیاسی و دفاع از اقلیت در برابر سلطه گری اكثریت، از دیگر هنرهای بی بدیل رهبری است كه مانع تمركز قدرت در یك شخص یا نهاد یا جریان خاص سیاسی شده است، حادثه‌ای كه بنیان آن دربرهه هایی از تاریخ انقلاب توسط حزب كارگزاران و سپس حزب مشاركت پیچیده شد، اما با انگشت اشاره رهبری در هم پیچید. ارائه تعاریف جدیدی از دمكراسی، مردمسالاری، حقوق بشر، جامعه مدنی و ...، كه در سایه هوشمندی رهبر معظم انقلاب به دست آمده است، هجمه نظری و ایدئولوژیك شیفتگان نظام لیبرال دمكراسی را به یك فرصت تازه برای نظام اسلامی تبدیل كرد تا از بطن آن مفاهیم بلندی چون مردمسالاری دینی، جامعه مدنی نبوی و اصولگرایی اصلاح طلبانه، در خدمت تحكیم مبانی انقلاب اسلامی خلق شود. مروری گذرا برفراز و نشیب‌ها و تهدید و توطئه‌های صورت گرفته در هجده سال گذشته، گواهی براین مدعاست كه حجاب معاصرت باعث گردیده تا تنها "نمی از یم" ویژگی‌ها و ظرفیت‌های شگرف حضرت آیت الله خامنه‌ای را با پوست و گوشت خود احساس كرده باشیم.
تسلط و احاطه بی نظیر معظم له براموری همچون مسایل نظامی، تهدیدات دشمنان، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، نیازهای نسل جوان، مطالبات و نیازهای دانشگاهها، بایسته‌های حوزه‌های علمیه، شناخت دغدغه‌های نیروهای انقلاب و درك شایسته از بایسته‌های نظام اسلامی و... باعث گردیده تا حتی بدخواهان نظام نیز از این همه وسعت و جامعیت و احاطه ایشان بر امور، گاه ناخواسته لب به تمجید و تجلیل بگشایند.
هیچ فرد منصفی نمی تواند منكر این مهم شود كه دستاوردهای نظام درعرصه‌هایی چون پیشرفت‌های هسته‌ای، موشكی، سلول‌های بنیادی، تولید داروها و واكسن‌های مهاركننده بیماری‌هایی چون ایدز و برخی سرطان‌ها، ترمیم ضایعات نخاعی، دستیابی به فناوری شبیه سازی، به راه افتادن نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری در حوزه و دانشگاه، دمیده شدن روحیه اعتماد به نفس درجوانان و جوان گرایی و... در گرو دغدغه‌ها و پیگیری‌های مستمر ایشان صورت گرفته است. معظم له در جمع دانشجویان كشور به صراحت فرمودند: "اگر بودجه‌بندی كشور در دست من بود، مهمترین چیزی كه من به عنوان اولویت اول به آن نگاه می‌كردم، همین مسئله "پژوهش" بود. امروز دنیا به پژوهش به عنوان زیربنای پیشرفت وتعالی یك جامعه نگاه می كند.
از زمان فروپاشی ساختار نظام بین الملل بواسطه سقوط و اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی، منطقه خاورمیانه و رخدادهای جهانی تحولات پرآشوبی را پشت سر گذاشت. در اكثر این تحولات، ایران، یكی از حلقه‌های كلیدی آن محسوب می‌شد. عبور از گردونه‌های بسیار سخت تحولات مرهون تدابیر بسیار هوشمندانه نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
در واقع بحران‌ها و رخدادهای متوالی كه در طی این سالها برای جمهوری اسلامی ایران رخ داد فوق العاده قابل توجه و بسیار حساس بود. اگر فضای تصمیم گیری را در سه دسته الف) سازمان یافته و برنامه ریزی شده، ب) استراتژیك، ج) بحرانی تقسیم بندی كنیم، جمهوری اسلامی همواره در فضای بحرانی بسر می‌برد. بنابراین تصمیم گیری در چنین شرایطی بسیار حساس و نیازمند تصمیم گیران آگاه، هوشمند، مدبر و جامع نگر و شجاع می‌باشد. عبور موفقیت آمیز از این بحرانها و تبدیل كردن آنها به فرصت های مغتنم از شاخص‌های بارز دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران بوده است. كنكاش در خصوص این مدیریت موفقیت آمیز نشان می‌دهد كه رهبر معظم انقلاب مهمترین و بیشترین نقش را داشته است. امروز كسی تردیدی ندارد كه مواضع و رویكردهای رهبر معظم انقلاب در خصوص رویدادهای مهمی مانند 11 سپتامبر، حمله آمریكا به افغانستان و عراق، مقدمه سازی برای حمله و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، تحریم‌ها و فشارهای ارعاب آمیز و دهها رخداد دیگر، نه تنها جمهوری اسلامی ایران را از تهدیدات بالقوه و بالفعل دور ساختند بلكه موقعیت و جایگاه ایران را در مراتب قدرت و ثبات چه در بعد داخلی و خارجی به شدت افزایش داده‌اند.

* سبك هدایت و مدیریت تحولات

با نگاهی به ویژگی‌ها و مختصات واكنش‌های رهبر معظم انقلاب نسبت به رویدادها و تحولات منطقه‌ای و بین المللی می‌توان رمز موفقیت‌های جمهوری اسلامی ایران در حوزه خارجی و بویژه عبور پیروزمندانه از بحرانها را دریافت. در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

1- واكنش واقع گرایانه:
یكی از ویژگی های رهبر معظم انقلاب در واكنش به تحولات منطقه ای و جهانی واقع گرایی معظم له است. نمونه ها و مصادیق مختلفی از تحولات در طی این دوران رخ داد كه در واكنش به آن دیدگاه و مواضع مختلفی از سوی گروهها و شخصیت های سیاسی مطرح گردید.
اكنون كه فارغ از فضای پیچیده زمانی آن تحولات شده ایم، آشكار شده است كه در صورت عدم تدبیر هوشمندانه رهبر فرزانه و اتكا به مواضع برخی از شخصیت ها و گروههای سیاسی، معلوم نبود كه چه پیامدهای منفی متوجه جمهوری اسلامی ایران می‌گردید.
یكی از این نمونه‌ها حمله آمریكا به عراق برای آزادسازی كویت بود كه در آن هنگام برخی از سیاسیون چپ سیاسی كشور پیشنهاد همراهی با صدام علیه آمریكا می‌دادند. در چنین شرایطی رهبر معظم انقلاب با درك صحیح تحولات منطقه و با معیار اصول گرایی موضع بی طرفی ایران را رسما اعلام كرد. البته این بی طرفی به معنای سكوت در برابر جنایات ناشی از جنگ نبود بلكه در عین حال بی طرفی انتقادی را برگزید. بعدها اسنادی كه منتشر شد نشان داد كه این جنگ سناریوی تعریف شده آمریكا برای اهداف چند منظوره بود.
نمونه دیگر حادثه 11 سپتامبر بود. اكنون كه مواضع اتخاذ شده از سوی گروهها و شخصیت های مختلف در آن زمان مورد بررسی قرار می گیرد كاملا نشان می دهد كه رویكرد رهبر معظم انقلاب چقدر مدبرانه بوده است. جریانات سیاسی به اصطلاح اصلاح طلب اصرار داشتند كه ایران از این فرصت استفاده كند و وارد گفتگو با آمریكا شده و در ائتلاف بزرگ ضد تروریستی شركت نماید. در حالی كه رهبر معظم انقلاب از ظاهر این تحول گذشته و درونی ترین انگیزه این تحولات و روندهای آن را هدف قرار داده بودند و بر این اساس سكان سیاست خارجی كشور را به سمت عدم ائتلاف و مخالفت با سیاست های تهاجمی پس از 11 سپتامبر هدایت كردند. اكنون همه افكار عمومی جهان و حتی در داخل آمریكا نیز به رویكردی كه ایران انتخاب كرده بود رسیدند و این نشان دهنده تدبیر و آینده نگری در حوزه دیپلماسی است.
در همین راستا اقدام آمریكا علیه افغانستان و سپس علیه صدام نیز جالب توجه است بسیاری در داخل به این اقدامات مثبت می‌نگریستند و برخی از اصلاح طلبان افراطی نیز پا را فراتر گذاشته و جنگ جدید آمریكا را "جنگ تمییز" یاد می‌كردند. با این حال در جریان جنگ آمریكا در خاورمیانه سه پیشنهاد مورد توجه بود: 1- تعقیب استراتژی انزواطلبی 2- مدل الحاق و پیوستن به ائتلاف بزرگ 3- رویكرد بی طرفی مثبت وفعال.
در شرایط چنین گفتمانهایی رهبر معظم انقلاب راهبرد دو لایه ای را اتخاذ كردند كه از یك سو به لحاظ دیپلماتیك بی طرف مثبت و فعال اتخاذ شد و از سوی دیگر راهبرد فرصت سازی برای ارتقای منافع ملی مورد توجه قرار گرفت كه اكنون آثار و بركات آن را بوضوح مشاهده می‌كنیم.
آنچه در نمونه‌های بالا ملاحظه شد دقیقا بیانگر واكنش‌ها و رویكردهای واقع گرایانه نسبت به تحولات منطقه ای و جهانی بوده است.

2- تشخیص به موقع رویدادها و روندهای سیاسی:
دومین ویژگی مهم در مدیریت رهبری معظم انقلاب در حوزه سیاست خارجی است.
گفته می شود درك تهدید نقش محوری در نوع واكنش و تصمیم دارد و در واقع درك تهدید متغیری میانجی بین حادثه یا رویداد و واكنش نسبت به آن به شمار می‌آید. هر قدر درك و تشخیص رویدادها و روندها واقعی تر و هوشمندانه‌تر باشد واكنش‌های اتخاذ شده درست تر و مثبت خواهد بود. رهنمودها و هشدارهای به موقع رهبر معظم انقلاب نسبت به تهدیدات و روندهای سیاسی نقش حیاتی در عبور موفقیت آمیز از بحرانها داشته است. این موضوع در داخل و هم در خارج مصداق دارد.
هشدار رهبری در خصوص شبیخون فرهنگی در اوایل دهه 1370، افشای سناریوی یلتسینی كردن ایران (فروپاشی از درون)، افشای سیاست های پنهان آمریكا در خاورمیانه، هشدار نسبت به سناریوی اختلاف افكنی بین اقوام و مذاهب ایرانی از یك سو و راه انداختن جنگ شیعی و سنی از سوی دیگر. بر حذر داشتن مسلمانان از طرح اسلام هراسی و اسلام ستیزی غرب و ... نمونه هایی از درك سریع و به موقع تهدیدات و واكنش مناسب نسبت به آن بوده است.

3- هدایت دیپلماسی هوشمندانه:
شاخص دیگری از مدیریت رهبر معظم انقلاب، هدایت دیپلماسی هوشمندانه در عرصه سیاست خارجی است. در دیپلماسی هوشمندانه، درك صحیحی از تهدیدات و فرصت ها و قوت ها و ضعف ها وجود دارد. در مواجهه با بحرانها و تهدیدات همواره دیدگاههای مختلفی از سوی جریانات سیاسی وجود داشته و اصرار بر اجرایی شدن آن دیدگاهها بوده است لكن پس از گذشت سالها اكنون به خوبی می توان ملاحظه كرد آن دیدگاهها تا چه میزان ضعیف و غیر عالمانه و عاقلانه بوده است در حالی كه اگر هدایت های هوشمندانه مقام رهبری نبود خساراتی جدی بر منافع و مصالح كشور وارد می‌شد. یكی از مهمترین عرصه‌های تجلی این دیپلماسی در موضوع هسته‌ای ایران است. همه متفق القولند كه سكان دار اصلی تحولات هسته‌ای ایران چه در بعد فنی و چه در ابعاد سیاسی و دیپلماتیك آن رهبر معظم انقلاب بوده است. در ابتدای بحران هسته‌ای كه جامعه دو قطبی شده و یك طرف بحث واگذاری و تسلیم را مطرح و دیگری مقابله و جنگ را پیشنهاد می‌داد، رهبر معظم انقلاب مسیر عقلانی و هوشمندانه‌ای را اتخاذ كردند كه ایران را از آن فضای سنگین بین المللی خارج ساخت. معظم له با پرهیز از افراط گری و تفریط گرایی، متناسب با شرایط كه شامل چهار عنصر تهدید، فرصت، قوت و ضعف بوده است، رویكردهای معقولانه و هوشمندانه‌ای را تجویز می‌كردند.
اكنون تردیدی نیست كه چنانچه مشی و رویكرد و هدایت های معظم له نبود، پرونده هسته‌ای ایران از دو حال خارج نبود یا كاملا تسلیم محض می شد و یا منهدم می‌گردید. اما در حال حاضر، نه تنها تسلیم نشدیم بلكه مقاومت بی‌نظیری را برجای گذاشتیم و به میزان زیادی خصم را از بعد سیاسی و حقوقی و فنی خلع سلاح كردیم و همه اینها مرهون هدایت صحیح و شجاعانه رهبر معظم انقلاب بود.

4- تركیب آرمانگرایی و واقع گرایی:
مقام معظم رهبری همچون امام راحل آرمانگرایی و واقع بینی را با هم مد نظر قرار می دهد، توانست در عرصه عمل این دو را با هم تلفیق نماید. در سالهای گذشته متاسفانه عده‌ای عرصه اجرایی كشور را برعهده گرفته بودند كه بواسطه ضعف باورها و شدت فشارهای بیرونی آرمانها را فدای واقعیات آن هم واقع گرایی از نوع رئالیستی محض كردند. در همین حال برخی افراد نیز بودند كه توجهی به واقعیات نداشتند و به هر قیمتی و علی رغم شرایط و بسترها، تاكید بر آرمانها می‌كردند اما رهبر معظم انقلاب فارغ از چنین گفتمانهایی كه هر یك به نوبه خود فشارهای سنگینی را وارد می‌كردند، موضع اعتدال و نگاه توامان آرمانگرایانه - واقع گرایانه داشتند. تاكید معظم له بر سه اصل عزت و حكمت و مصلحت در واقع تركیب آرمان گرایی و واقع گرایی است. "عزت این است كه جامعه و نظام اسلامی در هیچ یك از برخوردهای بین المللی خود نباید طوری حركت كند كه منتهی به ذلیل شدن اسلام و مسلمین شود" (9/11/68) "حكمت یعنی حكیمانه و سنجیده كار كردن، هیچ گونه نسنجیدگی را نباید در اظهارات دیپلماتیك و هر آنچه مربوط به سیاست خارجی و ارتباطات جهانی است راه داد." "و اما مصلحت یعنی مصلحت انقلاب و این مصلحت همه جانبه است یعنی از رفتار شخصی ما : بخصوص شما : شروع می‌شود." (18/4/70)

5- اصول گرایی در سیاست خارجی:
نگاهی به مواضع و رویكردهای مقام معظم رهبری از 1368 تاكنون نشان می‌دهد كه اصول‌گراترین شخصیت در این عرصه بوده ودر همین حال تنها مانع انفعال و تحجر در جهت گیری خارجی می‌باشد. در واقع رهبر معظم انقلاب همانطور كه خود را وفادار آرمانهای امام راحل (ره) می‌دانستند در عمل نیز مشی اصولی آن عزیز سفر كرده را حفظ كرده و توسعه دادند. موضع قاطعانه رهبر معظم انقلاب نسبت به آمریكا و استكبار جهانی و حمایت قاطع و صریح از ملل مستضعف و بویژه فلسطین و ضدیت پایدار نسبت به رژیم صهیونیستی و اعتقاد به صدور و انتقال ارزشهای اسلامی همچنان یاد آور مواضع حكیمانه امام راحل (ره) است. در واقع همانطور كه معظم له به همه آحاد مردم و گروههای سیاسی توصیه كردند كه مرزهای عقیدتی و ایدئولوژیك باید حفظ شود، خود در عرصه داخلی و خارجی به تمام و كمال رعایت كردند. یادمان نمی‌رود كه بسیاری از جریانات دوم خرداد كه خود را حافظ میراث حضرت امام (رحمت الله علیه) می دانستند چگونه ارزشها و آرمانهای امام (ره) را حداقل در حوزه خارجی نادیده گرفته بودند.
سناریو های تحت عنوان تابوشكنی رابطه با آمریكا، ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی و طرحهای مبنی بر اینكه فلسطین را به خود فلسطینی‌ها واگذاریم و كاری به اسرائیل غاصب نداشته باشیم عناوینی بود كه در طی این سالها مطرح و پیگیری می شد. اما حضور فعال و تعیین كننده رهبر معظم انقلاب در مسند ولایت، باعث شد كه این آرمانهای امام (ره) ذبح نگردد. در همین راستا معظم له تاكید داشتند: "مقبولیت جهانی بسیار خوب است، اما نه به بهای دست برداشتن از اصول جمهوری اسلامی كه هویت ملی و جمعی ماست." (29/5/82)
اكنون كسی نمی تواند شك نماید كه نفوذ و قدرت ایران بواسطه مشی اصول گرایانه كه ریشه در منش و رفتار امام راحل (ره) داشت، در سراسر منطقه بشدت تعمیق یافته است. نفوذی كه رعب در دل دشمنان ما انداخته است.

*دستاوردهای بی نظیر سیاست خارجی ایران

محصول ویژگی و مختصات گفته شد و یكسری ویژگی های دیگر كه مجال بررسی آن در این مقاله نیست، چه تاثیری بر سیاست خارجی ایران و یا اساسا جایگاه، جمهوری اسلامی ایران گذاشته است؟ واقعیت امر این است كه موقعیت ایران در طی این دوران بشدت تحكیم یافته و در كلاس بندی قدرت به رتبه های بالایی دست یافته است. در این جا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1- افزایش اقتدار و نفوذ ایران:
یكی از دستاوردهای مهم هدایت ها و رهنمودهای خارجی رهبر معظم انقلاب، افزایش اقتدار و نفوذ ایران است. اكنون اكثر مقامات سیاسی و نظامی غرب بر این باورند كه جمهوری اسلامی ایران قدرت بلامنازع در خاورمیانه پیدا كرده‌است. رومانو پرودی نخست وزیر ایتالیا در مصاحبه با روزنامه مصری "اخبارالیوم" گفت كه ایران كشور كلیدی در صحنه سیاسی خاورمیانه است. همین موضع را خاویر سولانا معاون هماهنگ كننده سیاست خارجه اتحادیه اروپا مطرح كرد مبنی بر اینكه ایران در جریان بازی قدرت این قدر برگ برنده در دست دارد كه به یك قدرت درجه اول در جهان تبدیل شود. مسلما این نفوذ و قدرت جنبه سخت افزاری ندارد. بلكه این نفوذ و اقتدار ناشی از منابع معنوی و دیپلماتیك هوشمندانه ایران و مواضع شجاعانه و عدالت خواهانه و اسلام خواهانه در منطقه است كه افكار عمومی منطقه را در سطوح توده‌ای و نخبگی به خودش جذب و جلب كرده است. موسسه سلطنتی امور بین الملل انگلیس در گزارشی با عنوان ایران، همسایگان و بحرانهای منطقه‌ای نوشت كه: آمریكا برای جلوگیری از افزایش قدرت منطقه‌ای ایران به همسایگان آن متوسل شده است. اما ایران با موفقیت در روابط خود با كشورهای همسایه حتی آن دسته از كشورهای عربی و سنی مذهب كه از نفوذ آن بیم دارنده سود جسته و به موقعیت قابل توجهی در منطقه رسیده است.
با این حال اكنون هیچ مقامی و تحلیل گری وجود ندارد كه به قدرت و نفوذ ایران اذعان نكرده و معتقد به این نباشد كه كلاس بندی قدرت در خاورمیانه بطور بنیادی بهم خورده است و ایران در راس هرم قدرت منطقه‌ای قرار گرفته است. در واقع بر اثر وجود چنین واقعیتی است كه آمریكا تن به مذاكره با ایران را برای برون رفت از چالش عمیق در عراق داد و اساسا جنبش مذاكره با ایران در داخل آمریكا كه اوج تجلی آن را در مناظره‌های كاندیداهای ریاست جمهوری آمریكا مشاهده می‌كنیم، ناشی از افزایش اقتدار و نفوذ ایران است و شكی نیست كه این نفوذ بر اثر درایت و خردورزی رهبر فرزانه انقلاب بوده است و گرنه در صورت تداوم سیاست تساهل و تسامح و یا در صورت اعمال دیدگاههای برخی از جریانات سیاسی میانه رو یا اصلاح طلب هرگز چنین موقعیتی نصیب ایران نمی‌شد.

2- تبدیل شدن ایران به یك كشور شكست ناپذیر و مقاوم:
هدایت و مدیریت رهبر معظم انقلاب در عرصه سیاست خارجی كه خود تداوم دهنده مشی اصولی و شجاعانه امام راحل (ره) بوده است كشور ایران را به یك دژ مستحكمی تبدیل كرد كه هر قدر ضربه به آن زده می‌شود قوی‌تر می‌گردد.
اكنون اعتراف صریح مقامات ارشد و استراتژیست‌های كشورهای جهان از جمله غرب است كه استحكام ایران نسبت به گذشته و ابتدای انقلاب فوق العاده افزایش یافته است. هفته‌نامه آمریكایی تایمز طی گزارشی با توجه به یافته‌های كمیته مطالعات بیكر همیلتون نوشته بود كه ایران به محكمی در سنگر خود قرار گرفته و به هیچ عنوان در معرض تغییرات بنیادین انقلاب قرار ندارد. (روزنامه جمهوری اسلامی 13/1/85) بواسطه چنین شرایطی پروژه حمله نظامی (چه تمام عیار و چه نقطه ای) آمریكا یا رژیم صهیونیستی برای همه امری نشدنی و اساسا غیر خردمندانه تلقی شده است. هرگاه طرح اقدامات نظامی در رسانه‌ها اوج گرفت همه شاهد بودیم كه رهبر معظم انقلاب با تمام صلابت پاسخ قاطعی را می‌دادند.
معظم له همانطور كه در گذشته از جمله در سال 1370 اعلام كرد كه "به حول و قوه الهی اعتقادم از بن دندان این است كه آمریكا اگر تمام نیروهایش را برای ضربه زدن به این انقلاب بسیج كند، هیچ غلطی نمی‌تواند بكند." (28/6/70) در سالهای اخیر نیز با همان صلابت اعلام كردند كه اگر دشمنان تعرضی به خاك ایران بكنند تمام منافع آنها در سراسر جهان هدف قرار خواهد گرفت. این نوع موضعگیری در واقع ناشی از قدرت و توانایی‌های جمهوری اسلامی ایران از یك سو و ضعف و پوشالی بودن ابهت قدرت هایی مثل آمریكا است.
چنانكه ریچاردهاوس رئیس شورای روابط خارجی آمریكا تصریح كرد گزینه تغییر رژیم ایران (چه سخت و چه نرم) تحقق یافتنی نیست. به همین ترتیب نتیجه صلابت و استحكام جمهوری اسلامی است كه شاهد تغییرات پی درپی سیاست های غرب علیه ایران هستیم.

3- شكسته شدن مجدد ابهت آمریكا و متحدینش:
دیپلماسی هدایت شده توسط رهبر معظم انقلاب راهبردها و سیاست های آمریكا در منطقه را با شكست سختی مواجه ساخت. این سخن ریچاردهاوس شنیدنی است كه در مجله فارین افرز نوشته شد: با جنگ اول خلیج فارس عصر آمریكایی در خاورمیانه آغاز شد اما با جنگ دوم شاهد پایان عصر آمریكایی هستیم. در واقع مدیریت منطقه‌ای ایران كه با رهنمودهای مقام معظم رهبری صورت گرفته تمام طرحهای این كشور را در خاورمیانه با شكست مواجه ساخت به گونه ای كه مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریكا به كاخ سفید اعلام كرد: ایران قدرت اول منطقه است و آمریكا باید بداند كه كلید حل معمای خاورمیانه بویژه عراق در دست ایران است.
درخواست آمریكا برای مذاكره با ایران در شرایطی رخ داد كه همه به ضعف و ذلالت آمریكا پی برده و رادیكالهای جامعه آمریكا این اقدام را سرافكنی بزرگ نام نهادند. در همین حال ایران با تدبیر مقام معظم رهبری درخواست مذاكره با آمریكا را بخاطر وضعیت شیعیان عراق و پیشنهاد آنها در اوج اقتدار پذیرفت.

4- تعمیق منطقه ژئواستراتژیك ایران:
سیاست حمایت از نهضت‌های رهایی بخش و كمك به مسلمانان از تاكیدات جدی رهبر معظم انقلاب بوده‌است، به عنوان نمونه معظم له در سال 80 فرمودند: "دفاع از مظلوم، همیشه یك نقطه درخشان است. كنار نیامدن با ظالم، رشوه نپذیرفتن از زورمند و زرمند، پافشردن بر حقیقت، اینها چیزهایی است كه هیچ وقت در دنیا كهنه نمی‌شود، اینها را باید دنبال كنیم، اصول اینهاست." (16/8/80) این سیاست كه با امام راحل (ره) شروع شده و جزء اصول و اركان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصول 2 و 3 و 11 و 152 و 153 قانون اساسی) می‌باشد توسط رهبر معظم انقلاب با تمام قوت پیگیری شد و اكنون ثمره آن را ملاحظه می‌كنیم.
اتفاقی كه در لبنان و فلسطین، عراق و افغانستان و ... رخ داده است نتیجه استقامت در پیگیری این اصول از سوی رهبری انقلاب بوده است تاكید اخیر از این بابت است كه در سالهای گذشته كسانی بودند كه با چنین رویكردی مخالفت می‌ورزیدند. با این حال این سیاست با وجودی كه ریشه در اصول و باورهای اسلامی و انقلابی دارد، نتایج ژئواستراتژیكی نیز برای ایران داشته است. این سیاست مناطق ژئواستراتژیك ایران را توسعه داد. منطقه ژئواستراتژیك منطقه ای است كه یك بازیگر در خارج از محیط ملی خود تعریف نموده و با ایفای نقش موثر در آنجا و ایجاد مشكل برای رقبای خود توجه ایشان را از عطف به مسایل داخل خویش منحرف ساخته و یا حداقل شدت آن را تخفیف می دهد. (افتخاری، 1380)

*فرهنگ سازی ها

از دیگر ابتكارات تاثیرگذار ایشان، نامگذاری سال‌ها به عناوینی همچون سال پیامبر اعظم (ص)، رفتار علوی، حماسه حسینی، سال امام خمینی، پاسخگویی مسئولان، انضباط اجتماعی، خدمتگزاری به مردم، عدالتخواهی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، نامگذاری‌هایی كه در واقع یك نوع فرهنگ سازی در جامعه اسلامی بوده است.
بازگشت اصولگرایان به صحنه قدرت كه با تدابیر ویژه و فرهنگ‌سازی های مستمر ایشان در قالب گفتمان عدالتخواهی و اصلاحات یعنی مبارزه با فقر، فساد و تبعیض صورت پذیرفت، از دیگر تدابیر سرنوشت ساز ایشان است كه پرداختن به آن مجال واسع تری را طلب می‌نماید.
آینده نگری و پیگیری های مستمر و مستدام ایشان باعث گردید مسئولان نظام، سندی به عنوان سند 20 ساله را تدوین نمایند كه براساس آن، نظام اسلامی در سال 1404 هجری خورشیدی باید در زمینه علمی، فناوری و اقتصادی به قدرت اول آسیای جنوب غربی (خاورمیانه، آسیای میانه و قفقاز) تبدیل گردد.
از دیگر ابتكارات ایشان، احیای اصل 44 قانون اساسی است كه كارشناسان از آن به عنوان یك انقلاب و جهش اقتصادی نام می‌برند. با اجرای اصل 44، از تصدی گری دولت در مناصب اقتصادی كاسته شده و بخش خصوصی و تعاونی‌ها، چرخه تولید و تجارت كشور را به حركت در خواهند آورد.
تدابیر دیگر ایشان در طول هجده سال گذشته با مشكلات و معضلاتی همچون فتنه طالبان و القاعده در افغانستان، كاهش قیمت نفت به زیر 10 دلار، پرونده انفجار آمیا، تحریك قومیت‌ها و اقلیت‌های دینی، گشایش سفره بحران و ناامنی در كشور، تحریم‌های شدید اقتصادی، قطعنامه‌های شورای امنیت، دادگاه میكونوس، كنفرانس برلین، اصلاح قانون مطبوعات، تحصن نمایندگان مجلس ششم، جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی، صدور حكم حكومتی در تایید صلاحیت مصطفی معین و... نشان می دهد، كه انقلاب چه نگین ارزشمندی را برركاب خود نشانده است.
تزریق امید به اركان دولت و مردم در سخت‌ترین و بحرانی‌ترین شرایط، از دیگر هنرهای ناب رهبری ایشان در طول 19 سال گذشته بوده است، به گونه‌ای كه در بحرانی‌ترین شرایط فرموده‌اند:" من خود را غرق در عنایات و نعمات خداوند متعال می‌دانم. اگر هر مدیر و مسئولی صرفا كار خود را خوب انجام دهد، دیگر هیچ نگرانی ودلهره‌ای ندارم." این مهم را باید بدانیم كه اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهایی" دفاع مقدس"، برای حفظ موجودیت و بقای خود می‌جنگیدیم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمریكا و متحدانش كه در گذشته ای نه چندان دور با تفرعن از تغییر جغرافیای سیاسی در جهان اسلام وتشكیل خاورمیانه جدید می‌گفتند، اینك از ظهور و تولد خاورمیانه جدید با محوریت ایران اسلامی سخن می‌گویند و ایرانی كه زمانی بانك مركزی تروریسم و محور شرارت نام گرفته بود، اینك به محور امید و رهایی آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطین و منطقه خاورمیانه تبدیل شده است.
دوستداران، شیفتگان و یاران وفادار حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه‌ای (حفظه الله تعالی) می‌باید بدانند و نیك هم می‌دانند كه این دو گوهر ناب،" یك حقیقت با دو تجلی" هستند كه وظیفه همه ما، درك و معرفی شایسته و بایسته این حقیقت ماندگار و الهی به جامعه اسلامی و بشریت تشنه امروز و فردا است.

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 19:35 |

دفتر حفظ و نشر آثارحضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش استفتائات سایت دفتر حفظ  و نشر آثار حضرت ایت الله خامنه ای مطلبی  با عنوان " تجارت با غیر مسلمان" تهیه و منتشر كرده است.
در این مطلب  آمده است:


  آیا وارد كردن كالاهاى اسرائیلى و ترویج آنها جایز است؟ در صورتى كه این كار هر چند بر اثر اضطرار صورت بگیرد، آیا فروش آنها جایزاست؟

باید از معاملاتى كه به نفع دولت غاصب اسرائیل كه دشمن اسلام و مسلمین است، خوددارى شود و وارد كردن و ترویج كالاهاى آنان كه از ساخت و فروش آن سود مى برند، براى هیچكس جایز نیست و همچنین براى مسلمانان هم خرید آن كالاها بخاطر مفاسد و ضررهایى كه براى اسلام و مسلمین دارد جایز نیست.

 آیا وارد كردن كالاهاى اسرائیلى توسط تجار و ترویج آن در كشورى كه تحریم اقتصادى اسرائیل را لغو كرده، جایزاست؟

واجب است افراد از وارد كردن و ترویج كالاهایى كه دولت حقیر اسرائیل از ساخت و فروش آن منتفع مى‏شود، خوددارى كنند.

 آیا براى مسلمانان خرید كالاهاى اسرائیلى كه در سرزمین اسلامى به فروش مى‏رسند، جایز است؟

بر آحاد مسلمین واجب است كه از خرید و استفاده از كالاهایى كه سود تولید و فروش آنها عاید صهیونیست‏ها كه با اسلام و مسلمین در حال جنگ هستند، مى‏شود، اجتناب كنند.

 آیا گشایش دفترهاى مسافرت به اسرائیل در كشورهاى اسلامى جایز است؟ و آیا براى مسلمانان تهیه بلیط از این دفاتر جایزاست؟

این كار به دلیل ضررهایى كه براى اسلام و مسلمین دارد، جایز نیست و همچنین مبادرت به انجام اعمالى كه نقض تحریم مسلمانان علیه دولتِ دشمن و محارب اسرائیل محسوب شود، براى هیچكس جایز نیست.

آیا خرید تولیدات شركتهاى یهودى یا امریكایى یا كانادایى با وجود این احتمال كه شركتهاى مزبور به تقویت دولت اسرائیل مى‏پردازند، جایز است؟

اگر خرید و فروش این تولیدات موجب تقویت دولت حقیر و غاصب اسرائیل شده و یا در راه دشمنى با اسلام و مسلمین بكار مى‏روند، خرید و فروش آنها براى هیچكس جایز نیست و الاّ اشكال ندارد.

 اگر كالاهاى اسرائیلى وارد كشورهاى اسلامى شود، آیا جایز است تاجران بخشى از آنها را خریده و به مردم بفروشند و آنها را ترویج كنند؟

این كار براى آنان به علت مفاسدى كه دارد، جایز نیست.

اگر كالاهاى اسرائیلى در فروشگاههاى عمومى یك كشور اسلامى عرضه شود، آیا خرید آنها توسط مسلمانان در صورتیكه تهیه كالاهاى غیراسرائیلى مورد نیاز كه از كشورهاى دیگر وارد شده‏اند، امكان داشته باشد، جایز است؟

بر آحاد مسلمین واجب است كه از خرید و استفاده از كالاهایى كه منفعت تولید و خرید آنها عائد صهیونیست‏ها كه محارب با اسلام و مسلمین هستند، مى‏شود، اجتناب كنند.

اگر بدانیم كه كالاهاى اسرائیلى بعد از تغییر گواهى مبدأ از طریق كشورهاى دیگرى مثل تركیه، قبرس و غیره مجدّدا صادر مى‏شوند تا خریداران مسلمان گمان كنند كه آنها غیر اسرائیلى هستند، زیرا مى‏دانند كه اگر مسلمانان بدانند كه آنها ساخت اسرائیل هستند، از خرید آنها خوددارى مى‏كنند، دراین صورت تكلیف مسلمانان چیست؟

مسلمانان باید از خرید و ترویج و استفاده از آن كالاها خوددارى نمایند.

 خرید و فروش كالاهاى امریكایى چه حكمى دارد و آیا این حكم شامل همه كشورهاى غربى مثل فرانسه وانگلستان هم مى‏شود؟ و آیا آن حكم مخصوص ایران است و یا در همه كشورها جارى است؟

اگر خرید كالاهاى وارداتى از كشورهاى غیراسلامى و استفاده از آنها باعث تقویت دولتهاى كافر و استعمارگر كه دشمن اسلام و مسلمین هستند، شود و یا قدرت مالى آنها را براى هجوم به سرزمین‏هاى اسلامى یا مسلمین در سرتاسر عالم، تقویت نماید، واجب است كه مسلمانان از خرید و بكارگیرى و استفاده از آنها اجتناب كنند، بدون اینكه فرقى بین كالایى با كالاى دیگر و دولتى با دولت دیگر از دولتهاى كافرى كه دشمن اسلام و مسلمین هستند، وجود داشته باشد و این حكم هم اختصاصى به مسلمانان ایران ندارد.

كسانى كه در كارخانه‏ها و مؤسساتى كار مى‏كنند كه سود آنها به دولتهاى كافر مى‏رسد و باعث استحكام و تقویت آنها مى‏شود، چه تكلیفى دارند؟

كسب درآمد با كارهاى مشروع فى‏نفسه اشكال ندارد هر چند از امورى باشد كه درآمد آن به دولت غیراسلامى مى‏رسد، مگر زمانى كه آن دولت در حال جنگ با اسلام و مسلمین باشد و از نتیجه كار مسلمانان در این جنگ استفاده كند.

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 21:41 |


یک سوال منطقی:
لطفا جملات زیر را بخوانید و سپس به آخرین جمله که یک جمله سوالی است پاسخ دهید
0.شیعه یعنی پیرو و شیعگی یعنی پیروی و شیعه علی(ع) یعنی پیرو علی(ع)
1.پیامبر(ص) فرمودند: اگر مظلومی(مظلوم یعنی کسی که تحت ظلم قرار گرفته چه مسلمان و چه کافر و چه مسیحی و چه یهودی و چه سنی و چه شیعه و ...) فریاد برآورد که ای مسلمانان کمکم کنید و مسلمانی صدای او را بشنود و به کمک او نرود، او مسلمان نیست!...
2.علی(ع) بر منبر کوفه داد میزد که شنیده ام سپاه شام خلخال از پای یک زن یهودی کشیده اند،اگر کسی این را بشنود و از غصه بمیرد نباید ملامت شود.
3.امام حسین(ع) می فرمایند:مانند باران بر همه جا ببارید.
4.برای باران فرقی نمی کند بر چاله ای ببارد یا بر دریا
5.چند روز پیش از عاشورا سپاه شام که به کربلا رسید امام حسین(ع) به یارانشان گفتند سپاه اینان تشنه اند، سیرابشان کنید و یاران امام(ع)سپاهیان شام را سیراب کردند!...
6.روز عاشورا سپاه امام(ع)تشنه بودند اما سپاه شام آب را بر ایشان بستند...
7.بعد از عاشورا وقتی فضا برای بنی امیه خطرناک شد،مروان، زن خود را به خانه امام سجاد(ع) برد که جای امنی بود و امام(ع) هم پذیرفت که او را نگاه دارد...
6.امروز در غزه دارند یک عده آدم (اعم از شیعه،سنی،مسیحی و...) را می کشند و ظلمهای فجیع می کنند و آن آدمهای مورد ظلم قرار گرفته،  فریاد می کشند که ای مسلمانها به ما کمک کنید و ما صدایشان را می شنویم...!
7.شیعه یعنی پیرو،دنباله رو،مشایعت کننده . بستگی دارد پیرو و دنباله رو و مشایعت کننده چه کسی باشی تا شیعه او محسوب شوی...شیعه علی(ع) یا شیعه معاویه...شیعه حسین(ع) یا شیعه یزید؟...
8.ما شیعه هستیم؟...شیعه چه کسی؟...

از وبلاگ بشیر


امیدوارم بتونیم با وجدان خودمون کنار بیایم....


+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 16:29 |

ختم دسته جمعی سوره حشر

 

به نیت رهایی مردم بی دفاع غزه



این سوره هنگام پیروزی مسلمانان بر یهود نازل شده است


 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ (١)هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِیارِهِمْ لأوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیثُ لَمْ یحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یخْرِبُونَ بُیوتَهُمْ بِأَیدِیهِمْ وَأَیدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الأبْصَارِ (٢)وَلَوْلا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَیهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ (٣)ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ یشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (٤)مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیخْزِی الْفَاسِقِینَ (٥)وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیهِ مِنْ خَیلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ یسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ (٦)مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ كَی لا یكُونَ دُولَةً بَینَ الأغْنِیاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (٧)لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یبْتَغُونَ فَضْلا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَینْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (٨)وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالإیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیهِمْ وَلا یجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَیؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (٩)وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالإیمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ (١٠)أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یقُولُونَ لإخْوَانِهِمُ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلا نُطِیعُ فِیكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ یشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (١١)لَئِنْ أُخْرِجُوا لا یخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِنْ قُوتِلُوا لا ینْصُرُونَهُمْ وَلَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَیوَلُّنَّ الأدْبَارَ ثُمَّ لا ینْصَرُونَ (١٢)لأنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِی صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یفْقَهُونَ (١٣)لا یقَاتِلُونَكُمْ جَمِیعًا إِلا فِی قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَینَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یعْقِلُونَ (١٤)كَمَثَلِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِیبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (١٥)كَمَثَلِ الشَّیطَانِ إِذْ قَالَ لِلإنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْكَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ (١٦)فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِی النَّارِ خَالِدَینِ فِیهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ (١٧)یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (١٨)وَلا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (١٩)لا یسْتَوِی أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ (٢٠)لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَكَّرُونَ (٢١)هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَالِمُ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ (٢٢)هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یشْرِكُونَ (٢٣)هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى یسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ (٢٤)



ختم قرآن در روز جمعه 13 دی ماه به نیت آزادی غزه

http://www.monadierahmat.com


+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 2:24 |

محرم،ماه ایثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است. سلام بر حسین (ع) سلام بر عباس (ع) سلام بر همه شهیدان کربلا


فلسفه و حکمت عزادارى را مى‏توان در امور ذیل، رهیابى کرد:

الف. محبت و دوستى:قرآن و روایات، دوستى خاندان رسول اکرم(ص) و اهل‏بیت(ع) را بر مسلمانان واجب کرده است.‏(1) روشن است که دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق، کسى است که شرط دوستى را - چنان که باید و شاید - به جا آورد. یکى از مهم‏ترین لوازم دوستى، هم دردى و هم دلى با دوستان در مواقع سوگ یا شادى آنان است(2)از این رو در احادیث، بر برپایى جشن و سرور در ایام شادى اهل‏بیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوان شده است.

حضرت على(ع) در روایتى مى‏فرماید: «شیعه و پیروان ما در شادى و حزن ما شریکند». «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»؛ (3) امام صادق(ع) نیز فرمودند: «شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل طینتنا یسوؤهم ما یسؤنا و یسرّهم ما یسرّنا»؛(4).«شیعیان ما پاره‏اى از خود ما بوده واز زیادى گل ما خلق شده‏اند؛ آن چه که ما را بدحال یا خوشحال مى‏سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى‏گرداند».

این وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مى‏کند که در ایام عزادارى اهل‏بیت(ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ یعنى، با اشک، آه و ناله و زارى، از نظر خوراک، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم‏زده‏طبق فرموده امام صادق(ع) به معاویة بن وهب، «عزاداران سیدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جویند تا آن که یک ساعت از وقت فضیلت نماز عصر بگذرد، و در حد لزوم به غذاى معمول صاحبان مصیبت، سدّ جوع و عطش کنند (5) و از نظر پوشاک، با پوشیدن لباسى که از حیث جنس و رنگ و نحوه پوشش در عرف، حکایت‏گر اندوه و ناراحتى است، آشکار سازیم.

ب. انسان‏سازى:از آنجا که در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد؛ هم‏دردى با آن عزیزان، در واقع یادآورى فضایل، مناقب و آرمان‏هاى آنان بوده و بدین شکل، آدمى را به سمت الگوگیرى و الگوپذیرى از آنان سوق مى‏دهد.

فردى که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت مى‏کند؛ شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم مى‏آمیزد و در پرتو آن، انگیزه‏اى قوى در او پدیدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبى مى‏شود که فعّال و شتابان، به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.

ج. جامعه‏سازى:هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسان‏سازى گشت؛ تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز کشیده مى‏شود و آدمى مى‏کوشد تا آرمان‏هاى اهل‏بیت(ع) را در جامعه حکم‏فرما کند.

به بیان دیگر، عزادارى بر اهل‏بیت(ع)؛ در واقع با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمان‏هاى آنان و پیاده کردن آنها فراهم مى‏سازد. به همین دلیل مى‏توان گفت: یکى از حکمت‏هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.

د. انتقال‏دهنده فرهنگ شیعى به نسل بعد:کسى نمى‏تواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهل‏بیت(ع) آشنا مى‏شوند. به راستى عزادارى و مجالس تعزیه، یکى از عناصر و عوامل برجسته‏اى است تا آموزه‏هاى نظرى و عملى امامان راستین، به نسل‏هاى آینده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دلیل قالب و محتوا، بهترین راه براى تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایى آنان با گفتار و کردار اهل‏بیت(ع) است.

 

پی نوشت:

1)      شورى (42)، آیه 23؛ هود (11)؛ آیه 29؛ میزان‏الحکمه، ج 2، ص 236

2)      المحبة فى الکتاب والسنة، صص 169 - 170 و 181 - 182

3)      بحارالانوار، ج 44، ص 287

4)      صدوق ، امالى، ص 305

5)      تاریخ النیاحة الامام الشهید الحسین بن على، ج 1، صص 157-159

به نقل از سایت مركر ملی پاسخگویی

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 23:58 |

رهبر معظم انقلاب فردا دوشنبه 9 دی ماه را عزای عمومی اعلام کردند....


رهبر معظم انقلاب خطاب به رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و بویژه جهان عرب:
تا چه هنگام به مسئولیت خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ و شورای باصطلاح امنیت بیش از این هم ممكن است رسوا شوند؟



برای دیدن عکسها با سایز بزرگ به ادامه مطلب بروید....



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 21:53 |

با تبریک عید سعید غدیر خم به همه شیعیان جهان علی الخصوص هم میهنان عزیز به مناسبت این عید بزرگ نرم افزاری ساخته سایت تبیان با عنوان نرم افزار خطبه غدیر بر روی تلفن همراه   که با کلیک به روی نام نرم افزار و به صفحه دانلود میروید رو براتون گذاشتم



+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 17:5 |

سخنان رسا و فوق العاده تاثیر گزار جناب استاد دانشمند در مورد حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب که خیلی ناراحت کننده است حجمش کمه پیشنهاد میکنم دریافت کنید

دریافت فایل

با حجم 1709KB

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 2:24 |


ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه 
آفتاب صورتت خورشید فردای همه


ای دل دریایی‌ات کشتی نشینان را امید 
وی نگاه روشنت فانوس دریای همه


ای بیان دلنشینت بارش باران نور 
وی کلام آتشینت آتش نای همه


خنده‌های گاه‌گاهت خنده خورشید صبح 
شعله لرزان آهت شمع شبهای همه


قامتت نخل بلند گلشن آزادگی 
سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه


گر کسی از من نشانی از تو جوید،گویمش 
خانه‌ای در کوچه باغ دل، پذیرای همه


لاله زار عشق یکدم بی گل رویت مباد 
ای گل رویت بهار عالم آرای همه


+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 2:9 |
زندگی مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، بسیار ساده و در پایین ترین سطح و با كم ترین امكانات می باشد.
معظم لَه مانند معمولی ترین افراد جامعه زندگی می كنند. ما زمانی خدمت ایشان رفتیم وازآقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزلشان و وضیعت زندگیشان فیلم برداری كنیم، تامردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند كه ایشان چگونه زندگی می كنند.
آقا فرمودند: «اگر شمابخواهید زندگی مرا نشان بدهید می ترسم خیلی ها باورنكنند.» (حجت الاسلام المسلمین سید علی اكبر حسینی؛ برنامه اخلاق در خانواده)

شامی در محضر آقا

  روزی كه در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیك مغرب شد. پس از نماز، معظم لَه با مهربانی به من فرمودند: «آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید.»
بنده در عین حال كه این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض كردم: «اسباب زحمت می شود.»
مقام معظم رهبری فرمودند: «نه، بمانید؛ هرچه هست با هم می خوریم.» وقتیكه سفره  را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست! (سردار سرلشكر سید رحیم صفوی)

گوشت كوپنی

  مصرف گوشت خانه ی آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری تنها از طریق كوپن بود.ایشان درآن زمان به من فرمودند: «من تاكنون غیرازهمان گوشت كوپنی كه به همه مردم داده می شود گوشت دیگری از بازار نخریده ام.» امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم ومستضعف است. (آیت الله مصباح یزدی)

میز و صندلی

  زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی  نزدیكان ایشان نیز سرایت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد  آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به كتابخانه خود دعوت كردند، من درآن جا یك میز ساده و قدیمی دیدم. در كنار میز نیز یك صندلی كهنه بود. آن میز وصندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در كتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می كنند. (آیت الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی)

پناه بردن به موكت

  بر خود واجب می دانم كه شهادت دهم  زندگی داخلی آیت الله خامنه ای نه ازباب این كه رهبر عزیزانقلاب ما به این حرف ها نیاز داشته باشند، بلكه وظیفه خود می دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم.
من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری درخانه، بیش از یك نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده ی معظم لَه روی موكت زندگی می كنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یك فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موكت پناه بردم! (حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی«ره»)

برنج كوپنی

  من درآن زمان نماینده ی مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یكی از بچّه ها را نزد پزشك برد و درمطب دكتر همسر مقام معظم رهبری را ملاقات كرد. ایشان نیز یكی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. كسی نمی دانست كه ایشان كیست!
چون نوبت به همسر اقا رسید؛ به اتاق پزشك مراجه كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت: «برای مداوای فرزندتان روزی یك لیوان لعاب برنج به او بدهید.
همسر مقام معظم رهبری گفت: «ما چنین امكاناتی را نداریم.»
پزشك كه ایشان را نمی شناخت عصبانی شد و گفت: «مگر امكان دارد درخانه ای برنج نباشد؟!»
 همسر مقام معظم رهبری فرمود: «آقای ما اجازه  نمی دهد كه درخانه، غیرازبرنج كوپنی استفاده كنیم وآن هم كفاف خوراك ما را بیش ازیك باردرهفته نمی دهد.» (آقای  سید علی اكبر طاهایی)

خانه ای كوچك و غذایی ساده

  زمانی كه مقام معظم رهبری در ایرانشهرتبعید بودند، در ساختمانی كه یك اتاق و یك آشپزخانه داشت زندگی می كردند.
همین مكان كوچك هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود كه از راه های دور و نزدیك به آن جا می آمدند. من هم توفیق داشتم كه در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم وآقا را زیارت كردم، دیدم كه تك و تنهایند و كسی كمك كار ایشان نیست.
تصمیم گرفتم چند روز در آنجا بمانم و به معظم لَه كمك كنم. درتمام روزهایی كه من درمحضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمان ها سیب زمینی، نیمرو وتخم مرغ آب پز بود. (حجت الاسلام والمسلمین سید علی اصغر باقی زاده)

ساده زیستی آقا

  با اینكه مقام معظم رهبری می توانند از همه ی امكانات مادی بهره مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یك شهروند معمولی پایین تر است.
معظم لَه علاوه بر این كه از یك زندگی معمولی سطح پایین بهره می برند، دائماً به مسئولان سفارش می كنند: «مواظب زندگی خود باشید. اصراف نكنید.»
آیت الله خامنه ای معتقدند كه مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبت های خاصی كه برنامه خواندن صیغه ی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یك ربع، عروس و داماد و خانواده های آن ها را به رعایت صرفه جویی دعوت می نمایند و می فرمایند:
«خرج های گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید.»
خود آقا هم در زندگی خصوصی شان، دقیقاً همین طور عمل می كنند. معظم له نه حقوق از جایی دریافت می كنند و نه از وجوهاتی كه از اطراف و اكناف خدمت ایشان می آید، برای زندگی شخصی خود استفاده می كنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است كه علاقه مندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم می كنند.
فرزندان آقا هم همین طور زندگی می كنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند. (حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی)

شام مختصر

  در اوایل ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، یك شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا كشید، معظم لَه فرمودند: «شام پیش ما بمان.»
من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا می توانستم مدتی بیش تر در خدمت ایشان باشم.
آقا فرمودند: «من نمی دانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می خوریم.»
از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند و گفتند: «خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفته ام كه هر چه باشد با هم می خوریم.»
از جواب های آیت الله خامنه ای، احساس كردم كه در منزل به اندازه یك نفر شام كنار گذاشته اند.
آقا فرمودند: «عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش كنید.»
پس از گذشت حدود یك ربع، یك بشقاب برنج ساده با یك كاسه كوچك خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آن ها  را نصف كردیم و با هم خوردیم.
من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شكر كردم كه چنین تحولی در كشور ایجاد كرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذیری وجود داشت و امروز رئیس جمهور چه ساده زندگی می كند!
زندگی آیت الله خامنه ای هنوز هم همین طور است. روش ایشان در زندگی عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جویی دعوت می كنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جویی عمل می نمایند. (دكتر غلامعلی حداد عادل)

عدم سوء استفاده از موقعیت

  در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، ایشان ماجرایی را برای من تعریف كردند كه بسیار شنیدنی و جالب است.
معظم لَه فرمودند روزی در دفتر كارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشی را كه برداشتم با صدای خنده ایشان روبه رو شدم. علت را پرسیدم؛ مادرم گفت: «چند روزی است در خانه هیچ نداریم، پدرت هم پولی ندارد.»
این داستان برای من بسیار مهم بود. پدر و مادر رئیس جمهور كشور، پول و غذا ندارند.
ماجرای مذكور نشان از ساده زیستی در خانه مقام ولایت دارد. ایشان در خانه بسیار ساده زندگی می كنند و هیچ فردی تا به حال نتوانسته از موقعیت معظم لَه سوء استفاده كند. چه افتخاری برای ملت مهم تر از این كه چنین شخصیت ارزشمندی رهبری آنان را بر عهده دارد؟! (حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری)

فرش های ساییده

  مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آن ها را جمع كردیم و فروختیم و یك مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آن ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه كنیم.
وقتی زیلوها را عوض كردیم و فرش ها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: «این ها دیگر چیست؟!»
گفتم:« زیلوها را عوض كردیم.»
فرمودند: اشتباه كردید كه عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بی فایده دیدم و با هزار مكافات رفتم و زیلوها را پیدا كردم وتوی خانه انداختم. زیلوهایی كه واقعاً به آن ها نگاه می كردی، می دیدی كه نخشان در آمده و ساییده شده اند. (سردار سرتیپ پاسدار شوشتری)

كوپن قند  و شكر

  در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، روزی همسر ایشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «كوپن قند و شكر ما تمام شده است، اگر شما قند و شكر دارید مقداری به ما قرض بدهید.» (خانم زهرا رهنورد)

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 15:32 |
رهبرت را چقدر میشناسی

؟

 

شاید کمتر پیش اومده باشه که در مورد آقا سید علی تحقیق کرده باشیم

از امروز در چند قسمت میخوام گوشه هایی از برخورد بعضی بزرگان با ایشون را اینجا بنویسم

قسمت اول (علامه حسن زاده و رهبر")

آقای خامنه ای میرن دیدن علامه حسن زاده آملی علامه حسن زاده جلوی حضرت آقا دوزانو نشسته و ایشون را مولا خطاب میکنن حضرت آقا ناراحت میشن و به علامه میگن اینکار را نکنید میدونید علامه چی جواب میده

علامه حسن زاده میفرماید:

اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمیکردم

 

قابل توجه کسانی که در هر موردی دنبال چشم برزخی هستن اینکه علامه حسن زاده املی به گواه زیاد دارای چشم برزخی هستن


راستش را بخواهی یه وقتهایی دل آدم میگیره توی این کلوب یه حرفهایی را بعضی ها میزنن که ادم واقعا ناراحت میشه
قسمت دوم :رهبر انقلاب و ایت الله بها الدینی
برای بعضی ها که رهبر انقلاب را نمیشناسن چند تا نکته میگم شاید ......
1-ایت الله بهالدینی از بزرگترین علمای عصر و از جمله اتقیا عصر (در مورد بزرگی ایشون فقط ذکر این نکته کافیه که امام خمینی با اون عظمت از تهران میومدند قم و نزد ایت الله بهالدینی برای کارهای مهم استخاره میگرفتن) بودند قبل از رحلت ایشون اقای خامنه ای تشریف میبرن جمکران و از گروه حفاظت اقا زنگ میزنن به منزل اقای بهاالدینی و میگن رهبر انقلاب صبح بعد از نماز میخوان تشریف بیارن خدمت شما و برای بازرسی منزل حدود ساعت چهار صبح تیم حفاظت میرن منزل اقای بهالدینی(لازم به ذکره که اقای بهالدینی اکثرا شب زنده دار بودن و به همین خاطر ساعت 2 شب به ایشون اطلاع میدن که اقا میخوان بیان) خلاصه تیم حفاظت میرن ساعت 4 صبح  برای بازرسی و میبینن که اقای بهالدینی جلوی در خانه ایستادن به ایشون میگن شما با این کهولت سن (اون موقع ایشون بالای 90 سالشون بوده) این موقع چرا اینجایید ایشون میگن برای دیدن رهبر این انقلاب بزرگ من از همان ساعتی که شما زنگ زدید اومدم استقبال


نتیجه گیری با خودتون-اگه توفیق باشه ادامه میدم این بحث ها را
خدایا تا ظهور دولت  یار                   گل پیغمبر ما را نگهدار

رهبرت را میشناسی (سید حسن نصرالله و آیت الله خامنه ای)

قسمت سوم این کار را با رفتار سید حسن نصرالله آغاز میکنم

در کنفرانس کشورهای اسلامی  چند سال پیش در تهران سید حسن نصرالله موقع سخنرانی  رهبر انقلاب دوان دوان به سمت ایشان میدوند و در جلوی شیوخ عرب کشورهای حوزه خلیج فارس (عمروعاص ها و شریح های قاضی زمان)و  تمامی سران کشورهای اسلامی دست آقا را میبوسند؟(عکس این صحنه موجوده و من هم پوسترش را دارم) بعدا که دلیل این کار را میپرسند سید حسن نصرالله میگه:
میخواستم جلوی تمامی سران عرب  نشون بدم که سرباز سید علی هستم
در جایی دیگه سید حسن نصرالله میگه :اگه مردم ایران سید علی را میشناختن رفتارشون با ایشون اینگونه نبود(منظور سید حسن  کسانی هست که خود را به خواب زمستانی زده اند و این خواب با  ظهور  بهارمهدی (عج )تبدیل به کابوس خواهد شد
اللهم عجل لولیک الفرج واحفظ قائدنا الخامنه ای
سلامتی آقا خامنه ای صلوات
 
نوشته حسین عاشق مهدی (عج) در کلوب
+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 16:49 |
 برای دیدن عکسها با سایز بزرگ به ادامه مطلب بروید..........
 
    
       
    
 
به ادامه مطلب بروید........

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه هفدهم آبان 1387 و ساعت 18:41 |
فعاليتهاي دوران انقلاب :

شوراي انقلاب اسلامي:

مسلماً پس از مقام رهبري يکي از مهمترين ارکاني که در پيروزي انقلاب و اداره آن پس از پيروزي نقش اساسي داشته است، شوراي انقلاب اسلامي است. آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله) در مورد اعضا شوراي انقلاب مي فرمايند: (البته شوراي انقلاب به مقتضاي مصلحت روز، افراد ديگري را هم پذيرفت که داراي خطوط سياسي ديگري بودند و به تدريج چهره آنها روشن گرديد اما آن گروه که پايه و اساس انقلاب بودند و حافظ اصول و حدود و معيارها بيشتر همين برادران بودند. اينها با همه سختيهايي که کار با افراد ليبرال و مهره هايي مانند بني صدر در برداشت به خاطر انقلاب و مصالح امت اسلامي تحمل کردند و با سعي و کوشش کارها را به سامان رساندند ضمن اينکه در مواقع لزوم در مقابل آن افراد مقاومت لازم را مي نمودند).

 

کميته استقبال از امام:

هسته اصلي تظاهرات و راهپيمايي ها، در سالهاي 56 ـ 57 گروههايي بودند که تحت مديريت شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و شهيد مطهري و شهيد باهنر و يارانشان اداره مي شدند. و هسته هاي اصلي در شهرستانها نيز روحانيوني از قبيل شهيد آيت الله صدوقي، شهيد آيت الله دستغيب و........ بودند که در ارتباط با هسته اصلي قرار داشتند. در استان خراسان شاخص ترين فرد روحانيت مبارز حضرت آيت الله خامنه اي بود که در مرکزيت همه تظاهرات و راهپيمايي ها قرار داشتند. حاصل اين جريانات به فرار شاه و بازگشت امام خميني انجاميد و براي اداره امور استقبال کميته استقبال از امام پديد آمد که پايگاه آن در مدرسه رفاه بود. امام که به کشور تشريف آوردند کميته هاي مختلف در مدرسه رفاه و علوي تشکيل و يا اگر قبلا تشکيل شده بود به کار خود با نظم و جديت بيشتري ادامه داد. آيت العظمي خامنه اي مسئوليت تبليغات دفتر امام را به دوش گرفت و اين قسمت از کار را که بسيار کارشاق و پر زحمتي بود بخوبي اداره کردند. خاطرات اين روزهاي پر هيجان که هر لحظه خبري نو و حادثه اي جديد پديد مي آمد و ملت ما پايه هاي ستم دو هزار و چند ساله خودکامان و جلادان شاهنشاهي را در هم مي ريخت بايد به طور جداگانه نوشته شود. اما از بين همه آنها، بايد گفت ا آيت الله العظمي خامنه اي بخوبي توانستند توطئه ها را به بهترين نحو خنثي نمايند.

 

اولين مقاله از صداي جمهوري اسلامي:

از کارهاي خوبي که در دفتر تبليغات امام صورت گرفت انتشار نشريه اي به نام امام بود که به ياد اقامت امام در تهران چند شماره منتشر گرديد. حضرت آيت الله خامنه اي چند مقاله در اين نشريه به يادگار نوشتند و جالب است که روز 22 بهمن که راديو به دست مردم افتاد مقاله اي که ايشان تحت عنوان «پس از نخستين پيروزي» نوشته بودند اولين مقاله اي بود که در راديو خوانده شد.

 

مأموريت به سيستان و بلوچستان:

در فروردين ماه 58 از طرف امام خميني مامور رسيدگي به اوضاع و خواسته هاي استان سيستان و بلوچستان شدند و خدمات ارزنده اي در آن سامان به مردم محروم و رنجديده آن استان نمودند.

  

نماينده شوراي انقلاب در وزارت دفاع:

در سال 58 نماينده شوراي انقلاب اسلامي در وزارت دفاع شدند و سپس مسئوليت معاونت وزير دفاع را نيز پذيرفتند و در اين مسئوليتها خدماتي ارائه کردند.

 

سرپرستي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:

در سال 58 حضرت آيت الله خامنه اي سرپرستي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را به عهده گرفته و توانستند آنجا را سر و سامان دهند.

 

رسيدگي به امور دانشجويان:

آيت الله العظمي خامنه اي هميشه مورد توجه نسل جوان و دانشگاهي بوده و لذا بنا به تمايل امام، دانشجويان مسائل خود را با ايشان در ميان مي گذاشتند.

 

امامت جمعه تهران:

پس از فوت مرحوم آيت الله طالقاني امام امت طي حکمي آيت الله العظمي خامنه اي را به امامت جمعه تهران منصوب فرمودند.

 

نمايندگي مجلس شوراي اسلامي:

با شروع انتخابات مجلس شوراي اسلامي دوره اول، آيت الله العظمي خامنه اي از سوي ائتلاف بزرگ که از روحانيت مبارز تهران و حزب جمهوري اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و برخي ديگر از انجمنها و سازمانها و گروههاي اسلامي متشکل بود نامزد نمايندگي مجلس از تهران گرديدند و با اکثريت عظيم حدود يک ميليون و چهارصد هزار راي در دور اول به مجلس راه يافتند. در سال 59 از طرف امام به سمت مشاور معظم له در شوراي عالي دفاع انتخاب گرديدند. در روز ششم تيرماه 1360 يعني يک روز قبل از حادثه عظيم هفتم تير در حالي که در خانه خدا (مسجد ابوذر) مشغول سخنراني بودند مورد سوء قصد ناجوانمردانه منافقين قرار گرفته به شدت زخمي مي شوند و به بيمارستان منتقل مي گردند. اما خداوند متعال وجود پر برکت ايشان را براي خدمت به ملت مسلمان ايران حفظ کرده و به زودي پس از اينکه سلامت خود را باز يافتند دوباره همچون گذشته پرشور و با نشاط به انجام وظيفه در سنگرهاي مختلف پرداختند.

 

نماز جمعه تاريخي:

سخنان ارزشمند امام جمعه تهران در نماز جمعه دشمن شکن مجموعه اي از معارف اسلامي و تحليلهاي سياسي و رهنمودهاي ارزنده است. و حماسه عظيم و پرشکوه نماز جمعه تاريخي و بي سابقه (مورخ 24/12/63) در حالي که انفجار در صف نمازگزاران چندين شهيد و ده ها مجروح گرفته بود و موج انفجار جايگاه نماز جمعه را لرزانده و پاره هاي پيکر پاک شهدا را بر اندام ديگر نمازگزاران نماز جمعه پاشيده بود و از آسمان هواپيماهاي آخرين مدل استکبار تهديد به بمباران مي کرد و صبح آن روز تهران را بمباران کرده بود و صد هواپيما با شليک مداوم خويش غوغائي بپا کرده بودند، ولي در سايه قدرت روحي امام جمعه و آرامش قلبي او و تأييدات الهي همه استوار و محکم برجاي ماندند و صفها همچنان مرتب باقي ماند و امام جمعه با نهايت قدرت به خطبه ها ادامه داد بدون اينکه لرزشي در طنين صداي او پديد آيد. و سپس نماز را در نهايت طمانينه و با توجه خاص خواند و دوست و دشمن را به شگفتي فرو برد و امام امت در پيام سال نو به آن اشاره کرده فرمودند: (من فراموش نمي کنم قصه روز جمعه را که آن طور با شکوه، با نورانيت و با استقامت گذشت، آن طور با طمانينه با آن صداهايي که مي آمد. من ملاحظه مي کردم، نگاه مي کردم مخصوصاً نگاه مي کردم ببينم در بين مردم چه وضعي هست. نديدم حتي يک نفر را که تزلزلي در او پيدا بشود و آن وقت امام جمعه آن طور با آن طنين قوي صحبت کرد. مردم آن طور گوش کردند و فرياد زدند که ما براي شهادت آمديم.)
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله) پس از انفجار مقر رياست جمهوري توسط منافقين و شهادت شهيدان رجايي (رئيس جمهور) و دکتر باهنر (نخست وزير)، با اکثريت قاطع آرا ملت به رياست جمهوري برگزيده شدند و سپس در پايان دوره اول مجدداً توسط ملت به دومين دوره رياست جمهوري انتخاب گرديدند. با رحلت جانگداز حضرت امام خميني (ره) مجلس خبرگان در 14 خرداد 68 به اتفاق آرا، ايشان را براي رهبري انقلاب اسلامي و امت بزرگ اسلام انتخاب نمودند و تا امروز با صلابت و نورانيت انقلاب اسلامي را به سمت همان اهداف وصولي که امام بزرگوار ترسيم فرموده بودند، هدايت نموده اند و به لطف الهي تا ظهور صاحب اصلي انقلاب، حضرت بقيه الله الاعظم، ارواحنا له الفدا با قدرت و محبوبيت روز افزون آن را هدايت خواهند فرمود.

در آستانه پیروزى

درآستانه پیروزى انقلاب اسلامى، پیش از بازگشت امام خمینى از پاریس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصیت‏هاى مبارزى همچون شهید مطهرى، شهید بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمینى در ایران تشکیل گردید، آیت الله خامنه‏اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمد. پیام امام توسط شهید مطهرى «ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر کبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 

 

پس از پیروزى

آیت الله خامنه‏اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز هم چنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیک تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى‏نظیر و بسیار مهّم بودند که در این مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازیم:

* پایه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.

* معاونت وزارت دفاع در سال 1358.

* سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.

* امام جمعه تهران، 1358.

* نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.

* نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.

* حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ایران؛ با تجهیزات و تحریکات قدرت هاى شیطانى و بزرگ ازجمله امریکا و شوروى سابق.

* ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.

* ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجایى دومّین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه‏اى در مهر ماه 1360 با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حکم تنفیذ امام خمینى (قدس سره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. هم چنین از سال 1364 تا 1368 براى دوّمین بار به این مقام و مسؤولیت انتخاب شدند.

* ریاست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.

* ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.

* ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.

* رهبرى و ولایت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمایند.

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 6:15 |
برای دیدن عکسها با سایز بزرگ به ادامه مطلب بروید.

 

     

به ادامه مطلب بروید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 21:9 |

شروع مبارزات:

حوزه علميه قم در سال 41 با نداي حضرت امام خميني (قدس سره) به پا خاست و شوري ديگر در اين مرکز علم و تقوي و جهاد پديد آمد. نداي قيام و مبارزه از حوزه عليمه قم به ساير حوزه هاي علميه ديني نيز منتقل گرديد که مهمترين آنها حوزه بزرگ مشهد بود. آيت الله العظمي خامنه اي در اين مورد نقش سازنده و عظيمي را ايفا نمود و ضمن فعاليتهايي که در قم داشت ارتباط خود را با علما و طلاب مشهد تقويت کرد، و کوشيد با استفاده از فعاليتهاي ساير علماي خراسان هرچه بيشتر و بهتر طلاب را تجهيز نمايند. اين فعاليتها آنچنان موثر و چشمگير بود که در سال 42 از طرف امام مأموريت يافتند سه پيام را به مشهد ببرند. سه پيامي که با محرم سرنوشت سازي که 15 خرداد در آن اتفاق افتاد ارتباط داشت.

پيام اول: براي علما، خطبا و منبريها و سران هيئتهاي مذهبي، درباره حمله به اسرائيل و مساله فيضيه.

پيام دوم: براي مرحوم آيت الله ميلاني.

پيام سوم: براي حاج آقا حسن قمي.

اين رسالت بخوبي به انجام رسيد و پيامها توانست موجب تشديد مبارزات در خراسان گردد. آيت الله العظمي خامنه اي در اين سفر گوشه هايي از اين پيامها را در شهرهاي بين راه روي منبر براي مردم خواندند و همه جا بذر قيام را پاشيدند. سپس با تني چند از دوستان متعهد قرار گذاشتند به شهرهاي مختلف استان سفر کنند و به ترتيبي که امام خميني معين فرموده بودند. از روز هفتم محرم آن سال، مسائل روز و اوضاع سياسي و اجتماعي و مساله فيضيه و نقشه هاي پنهاني رژيم را براي مردم شرح دهند و اين بدان علت بود که پس از جريان انجمنهاي ايالتي و ولايتي و قضاياي رفراندوم قلابي شاه و ضديت او با اسلام و علماء و روحانيت و فاجعه اي که درفيضيه پديد آمد و نيز عزاي عمومي نوروز سال 42 زمينه براي قيام عمومي عليه رژيم ستمشاهي پديد مي آمد.  محرم آن سال بهترين موقعيت را به دست داد، لذا امام و روحانيت به بهترين نحو از آن استفاده کردند.  و از روز هفتم مطالب اساسي و حقايق با نهايت صراحت براي مردم بيان گرديد و مقرر شد تا چهره منفور شاه از پس نقاب اصلاح طلبي براي مردم آشکار گردد. سهم آيت الله العظمي خامنه اي شهر بيرجند شد که مرکز قدرت و سيطره رژيم و به اصطلاح تيول اسدالله علم نخست وزير وقت بود. حضرت آيت الله العظمي خامنه اي پس از ورود به بيرجند از روز سوم محرم منبر مي روند و با آگاهي بخشيدن به مردم نهضت را شروع مي نمايند. ايشان روز هفتم محرم که جمعيت کثيري در مجلس شرکت کرده بودند قضاياي مدرسه را با حالي پر شور و بياني گيرا گفته و مردم را بطور عجيبي متأثر و آگاه مي کنند. اين منبر در شهر خيلي صدا مي کند و فردا صبح در مجلس ديگري که در منزل شخصي بود جمعيت عظيمي مي آيند و آنجا نيز مسائل روز مطرح مي گردد. شهر بيرجند در اين دو روز به شدت منقلب شده بود و مردم آمادگي خاصي پيدا کرده بودند. صبح روز نهم (روز تاسوعا) حضرت آيت الله العظمي خامنه اي منبر داغي مي روند و اوضاع به گونه اي مي شود که عوامل رژيم به شدت نگران مي شوند. و با اينکه در روزهاي تاسوعا و عاشورا معمولا روحانيون را دستگير نمي کردند ولي از شدت وحشت ايشان را دستگير مي کنند. ايشان را 2 روز در بيرجند نگه مي دارند و سپس به مشهد برده و به تحويل ساواک مشهد مي دهند اما همين دستگيري نيز اثر مهمي در بيداري مردم مي گذارد. اثرات اين فعاليتها و پيامها به گونه اي بود که در محرم آن سال مشهد پس از تهران بيشترين دردسر را براي رژيم فراهم کرد. به همين علت طاغوت با حضرت آيت الله العظمي خامنه اي که رسول آن پيامها بود و خود نقش اساسي در قيام مردم داشت با شدت و خشونتي برخورد کرد که تا آن موقع سابقه نداشت با روحانيون اينگونه رفتاري بشود. يعني ابتدا ايشان را به ساواک و از آنجا به زنداني مخروبه در دژبان مي برند که حتي از وسايل اوليه زندان هم محروم باشند. پس از آزادي از زندان مجددا به مبارزه پرداخته و با دوستان قرار مي گذارند هرکدام به يک نقطه از کشور بروند و حقايق را افشا نمايند. اين سفرها و حرکت دسته جمعي آن هم پس از 15 خرداد و بازداشت حضرت امام، بسيار ارزشمند بود و دامنه آن که اکثر شهرها و روستاها را در بر مي گرفت رژيم را مستأصل و وحشت زده کرد و لذا عکس العمل شديدي نشان داد.

ماه رمضان سال 42 که مصادف با  سالگرد رفراندوم قلابي شاه بود، امام خميني در حبس بودند اما در غياب ايشان روحانيت و بخصوص شاگردان نزديک امام به کار پرداختند و براي آگاهي دادن به مردم به اطراف کشور رفتند. ايشان در کرمان دو سه روزي به سخنراني و ديدار و مذاکره با علما و طلاب و افراد مبارز مي پردازند وسپس به زاهدان مي روند. در زاهدان در مسجد جامع منبر مي روند که استقبال خوبي از سوي مردم  مي شود. شب شانزدهم رمضان که تولد حضرت امام حسن مجتبي (ع) بود سخنراني داغ و پرشوري ايراد کرده و صراحتا مسائل را مطرح مي نمايند که همان شب توسط ساواک دستگير و با هواپيما به تهران فرستاده مي شوند. ايشان را به زندان قزل قلعه تحويل مي دهند و حدود دو ماه اين زندان طول مي کشد که مدتي به صورت انفرادي و همراه با توهين و شکنجه هاي شديد بود. با وجود اين، پس از آزادي، اولين اقدام ايشان که نشان دهنده شجاعت معظم له است، رفتن به ديدار امام در منزلي واقع در قيطريه، که زندان محترمانه!! ايشان بود، مي باشد. معظم له به همراهي ده نفر ديگر از روحانيت جلسه اي تشکيل داده و درباره ايجاد تشکيلاتي مخفي به مذاکره مي پردازند. هدف از تشکيلات، متشکل کردن کليه فعاليتهاي حوزه علميه قم و سپس مردم در جهت و خط امام بود. در سال 44 اين تشکيلات لو مي رود و آيت الله العظمي خامنه اي به تهران آمده و در تهران با آقاي هاشمي رفسنجاني همخانه مي شوند. مدتي قبل از اين حادثه مقام معظم رهبري به علت ترجمه کتاب آينده در قلمرو اسلام مجبور به ترک شهر مشهد شدند زيرا مطالب اين کتاب و بخصوص مقدمه و پاورقي هاي ايشان، ساواک را به شدت نگران کرده بود. ساواک کتاب را در چاپخانه توقيف کرده و دو نفر از مسئولين چاپخانه را دستگير مي کند، و با اين وجود کتاب از طريق ديگر چاپ و پخش مي شود.

 

روز چهاردهم فروردين 46 حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در مشهد براي چندمين بار دستگير و زنداني مي شوند اين بار زندان ايشان حدود چهار ماه طول مي کشد. پس از آزادي در مشهد اقامت مي کنند و به کارهاي ديني و علمي بخصوص تشکيل کلاسهاي تفسير قرآن کريم مي پردازند و ضمن آن به سازماندهي طلاب مشغول مي شوند. در زلزله ويرانگر منطقه فردوس و کاخک و گناباد که خرابي و تلفات زيادي به بار آورد حضرت آيت الله العظمي خامنه اي با تعدادي از روحانيون و طلاب و بازاريان به آن سامان رفته و بطور چشمگيري اوضاع را مرتب نمودند. ساواک بيشتر از قبل نسبت به ايشان حساس شده و بارها درس تفسير ايشان را تعطيل کرد. در سال 46 مجددا ايشان در قم دستگير شده ولي همان روز آزاد مي شوند. در سال 49 پس از فوت مرحوم آيت الله حکيم در رابطه با تبليغ خط امام و مرجعيت ايشان دستگير شدند و مدت بيش از چهار ماه در زندان بودند و پس از آزادي مجدداً به فعاليت پرداختند. از جمله در تهران در انجمن اسلامي مهندسين در محرم سال 49 شبهاي تاسوعا و عاشورا درباره حديث (من راي سلطان جائرا .....) سخنراني بسيار پرشور و حماسه اي کردند که همه را تحت تأثير قرارداد و پس از آن گروههاي مسلح زير زميني با ايشان تماس گرفته و در ارتباط با همين گروههاي مسلح در سال 50 پس از عمليات انفجار دکلهاي برق در هنگام جشنهاي دو هزار و پانصدمين سال ستمشاهي، ايشان دستگير و اين بار تحت شکنجه هاي شديد قرار مي گيرند و در سلولي تاريک و نمور و بدون هيچگونه روشنايي زنداني مي شوند. و عليرغم اين همه فشار، با مقاومت دليرانه اين روحاني شجاع و آزاده روبرو مي شوند و نمي توانند از او چيزي بدست آورند، به ناچار پس از پنجاه و چند روز (حدود دو ماه) وي را آزاد مي سازند. ايشان دوباره به فعاليت مشغول مي شوند. اين بار مسجد امام حسن که آن موقع مسجد کوچکي بود به پايگاه ها اضافه مي شود و آيت الله العظمي خامنه اي در آن به اصرار عده اي از علاقمندان به اقامه نماز جماعت و درس تفسير مي پردازند. و بدين ترتيب علاوه بر ارتباطهاي مخفي و محدود، ارتباط مستقيم شبانه روزي از طريق مسجد با توده هاي مردم نيز اضافه مي شود. بعد از مدتي از ايشان براي امامت جماعت مسجد کرامت نزديک باغ نادري مشهد که يکي از شلوغترين و حساسترين نقاط اين شهر است، دعوت به عمل مي آيد که به علت ازدحام مردم و استقبال شديد توده هاي انبوه، ساواک مسجد را براي مدتي تعطيل مي کند. اين نوع فعاليت خيلي موثر بوده مورد توجه همه به خصوص شهيد مطهري و شهيد باهنر قرار گرفت.

مرحوم آيت الله طالقاني صريح مي گفتند که آقاي خامنه اي اميد آينده است و مشهد که مي رويد حتما با ايشان ديدار نمائيد. اين فعاليتها موجب شد که ايشان تحت مراقبت ويژه بوده و همواره با احضار به ساواک مورد بازجويي قرار گيرند و يا منزل ايشان را محاصره و از رفت و آمد افراد ممانعت به عمل آورند وبه تدريج درسهاي ايشان را نيز با زور تعطيل نمايند.

و بالاخره هم در ديماه سال 53 ايشان را دستگير و به تهران آورده در زندان و شکنجه گاه مخوف ساواک يعني کميته مبارزه با خرابکاري به طور انفرادي محبوس مي کنند. اين دوره از زندان حدود دو ماه به طول انجاميد و تمام اين مدت در سلولهاي انفرادي يا دو سه نفره همراه با شکنجه هاي شديد گذشت. عليرغم همه اين فشارها و شکنجه ها ساواک مخوف شاه، نتوانست پي به اسرار اين شاگرد مقاوم امام ببرد و حتي نتوانست مدرکي ولو کوچک از ايشان به دست آورد که وي را به دادگاه بفرستد و محکوميتي براي او بگيرد. لذا به ناچار در زمستان 54 ايشان را رها ساختند و معظم له دوباره به مشهد رفتند و باز مبارزه و جهاد خستگي ناپذير را دنبال کردند. اين بار مسئوليتها بسيار شديدتر از گذشته بود. با اوج گرفتن مبارزات و آشکار شدن انحراف در سازمان منافقين و احساس روحانيت و مردم به لزوم تشکلي اسلامي که در رأس آن به جاي افراد عادي و سياسي افرادي روحاني و آشناي به فقه و سياست باشند، در مشهد هسته اوليه تشکلي اسلامي با رهبري امام و مديريت روحانيت متعهد و انقلابي شکل يافت. خبر اين تشکيلات را به زندان براي علماي دربند مثل آقاي هاشمي رفسنجاني و .... مي فرستند و آنها هم تأييد مي کنند. شهيد مطهري هم در همان سال در پيامي که از نجف از طرف امام آورده بودند مبارزين سابقه دار را گردهم جمع مي کنند.  همين ارتباطات باعث گرديد که تظاهرات عظيم سالهاي 56 ـ 57 سازمان يابد که نقش آيت الله العظمي خامنه اي در پايه گذاري اين تشکل بسيار قابل توجه است. آن هم تشکلي که به خاطر خدا و جهاد و شهادت پديد آمده بود نه براي قدرت طلبي و به دست آوردن موقعيت و مقام.

 

تبعيد به ايرانشهر:

در گيرودار اين فعاليتها و در نقطه اوجگيري انقلاب اسلامي در سال 56 رژيم ستمگر با نهايت خشونت ايشان را دستگير مي کند و پس از چند شب زندان ايشان را به ايرانشهر تبعيد مي نمايد. اما تبعيد و آب و هواي گرم و دمدار ايرانشهر کمتر از آن بود که اين مظهر جهاد و تلاش و مبارزه را آرام سازد. بلکه آنجا نيز از فرصت استفاده کرده در ايجاد وحدت و همبستگي بين نيروهاي مبارز آن سامان و نيز وحدت بين برادران شيعه و سني مي کوشند و موفقيت زيادي به دست مي آورند. و با تماس با مردم و تبليغ و برطرف ساختن مشکلات و محروميتهاي اين استان نقش مهمي در توجه مردم به امام و روحانيت و اسلام و انقلاب ايفا مي کنند. انفاقاً در آن سال در ايرانشهر سيلي مي آيد که منجر به بي خانمان شدن و صدمه ديدن عده زياي از مردم مي شود.آيت الله العظمي خامنه اي با استفاده از تجربه فردوس و گناباد يک گروه از روحانيون و طلاب را بسيج مي کنند. و گروه امداد روحانيت را تشکيل مي دهند. و اين گروه به قدري در کار امداد و تبليغ و تحريک و تشجيع مردم موفق مي شود که ساواک وحشت مي کند. ايشان را احضار کرده و رئيس ساواک به معظم له مي گويد:

(ديشب در کميسيون امنيت شهرباني به ساواک گفتم شما چقدر بي عرضه هستيد که هيچ کاري نکرديد. يک تبعيدي ببينيد اينجا چه اوضاعي درست کرده!).

اين تبعيد تا سال 57 طول مي کشد و در اين سال با اوجگيري انقلاب و بيرون رفتن کنترل اوضاع از دست رژيم، آيت الله العظمي خامنه اي به مشهد باز مي گردند و بيش از پيش به فعاليت مي پردازند.

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 20:50 |
زندگينامه آيت الله العظمي خامنه اي

 گذار تقويم، بيست و هشتم صفر سال 1318 هجري شمسي را نشان مي داد که منزل محقر و ساده پدريش با تولد ايشان که دومين فرزند خانواده بود حال و هواي تازه يافت. پدر معظم له از علماي زاهد و بنام مشهد بود که سالها در اين شهر منبع فيوضات بسياري براي طلاب به شمار مي رفت. دوران کودکي را در دامان مادري که از شيفتگان خاندان اهل بيت اطهار بود گذراند و به تدريج با ملکات اخلاقي يک خانواده روحاني و اهل علم خو گرفت و آشنا شد. پدر ايشان حجت الاسلام حاج سيد جواد خامنه اي و مادرشان صبيه حجت الاسلام سيد هاشم نجف آبادي، سعي بليغي در تربيت فرزند خود داشته و در دوران طفوليت زمينه شناخت و آشنايي او را با معارف اسلامي فراهم ساختند.

 

جد ايشان آقا سيد حسين خامنه اي از علماي آذربايجاني هاي مقيم نجف  و از روحانيون مشهور و مبارز دوران مشروطه بود. او نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي ملي شد و عليه نابساماني موجود در جامعه و استبداد پهلوي قيام کرد و پس از سالها مبارزه، در تبريز به شهادت رسيد. سيد علي خامنه اي از چهار سالگي آموزش قرآن را در مکتب خانه آغاز کرد و در هفت سالگي راهي دبستان شد و پس از پايان تحصيلات دوران ابتدايي، دوره سه ساله سيکل اول دبيرستان را پشت سر گذاشته و به موازات طي دروس کلاسيک به تحصيلات طلبگي در مدرسه نواب ادامه داد و در سن 18 سالگي همزمان بااخذ ديپلم متوسطه موفق به گذراندن دروس سطح در نزد پدرشان و اساتيد ديگر حوزه مشهد مانند حاج هاشم قزويني و حاج سيد احمد مدرس يزدي شد. ايشان سپس دو سال از درس خارج خود را در مشهد در خدمت آيت الله ميلاني گذراند و شوق آشنايي با حوزه هاي علميه جهان تشيع و موانست با شيوه هاي تدريس در مراکز علمي اسلامي او را در سال 1326 به نجف کشاند و مدت دو سال در آنجا اقامت کرد. اواخر سال 37 به قم عزيمت کرد و در محضر اساتيدي چون آيت الله العظمي بروجردي، حضرت امام خميني و آيت الله العظمي حائري به کسب فيض پرداخت. او که در حوزه علميه مشهد نشو و نما نموده و جوانه هاي نبوغ و استعداد در وجودش متبلور شده بود، در حوزه قم و در محضر درس امام خميني با فقه و اصول خو گرفت و عطر مبارز و شميم نهضت را شنيد و به جان خريدار شد. ايشان همچنين در مدت اقامت در قم از محضر درس فلسفه علامه طباطبايي استفاده نمود.

. آثار قلمى

در پایان این مختصر، شایسته است به برخى آثار قلمى رهبر بزرگوار انقلاب هم نگاهى داشته باشیم:

* تألیف و تحقیق:

1ـ طرح کلى اندیشه اسلامى در قرآن.

2ـ از ژرفاى نماز

3ـ گفتارى در باب صبر

4ـ چهار کتاب اصلى علم رجال

5 ـ ولایت

6ـ گزارش از سابقه تاریخى و اوضاع کنونى حوزه علمیه مشهد.

7ـ زندگی نامه ائمه تشیع (چاپ نشده).

8 ـ پیشواى صادق.

9ـ وحدت و تحزّب.

10ـ هنر از دیدگاه آیت الله خامنه‏اى.

11ـ درست فهمیدن دین.

12- عنصر مبارزه در زندگى ائمه «علیهم السلام».

13- روح توحید، نفى عبودیت غیر خدا.

14- ضرورت بازگشت به قرآن.

15- سیره امام سجاد «علیه السلام».

16- امام رضا «علیه السلام» و ولایتعهدى.

17- تهاجم فرهنگى (تدوین شده از سخنان و پیامهاى معظم له).

18ـ حدیث ولایت (مجموعه پیام ها و سخنان ایشان که تا کنون 9 جلد آن چاپ شده است).

و...

* ترجمه:

1ـ صلح امام حسن (ع) ، تألیف راضى آل یاسین.

2ـ آینده در قلمرو اسلام ، تألیف سید قطب.

3ـ مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان، تألیف عبدالمنعم نمرى نصرى.

4ـ ادعانامه علیه تمدّن غرب، تألیف سید قطب.

و...

+ نوشته شده توسط سید حسین داورپناه در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 20:42 |
جنبش حمایت از دکتر احمدي نژاد